جلد دوم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ *
و به نستعين
باب ذال
ذبب
: الذُّباب به مگس و زنبوران و حشرات ديگر گفته مىشود . زنبوران با عسل و بى عسل را هم نيز - ذباب - گويند .
چنان كه شاعر گويد :
فهذا أوان العِرْض حَىٌّ ذُبابُهُ * زنابيره و الأزرقُ المتلِّمسُ
يعنى : زمانى است كه مگسهايش ظاهر و زندهاند و همچنين زنبورهايش و چشم كبودان بسيار خورنده خداى تعالى گويد :
وَ إِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبابُ
شَيْئاً - 73 حجّ يعنى : اگر مگسها چيزى از خوراكشان را بردارند و ببرند به برگرداندن آن قادر نيستند ذُباب العَيْن : مردمك چشم ، اين تشبيه يا به تصوّر شكل آن به مگس است يا بخاطر اينكه نور چشم هم تا فاصلهء زيادى مثل پرواز مگس نفوذ دارد .
ذباب السَّيْف : لبهء تيز شمشير كه تشبيهى است از اذيّت كردن مگس و نيش زدن آن .
فُلانٌ ذبابٌ : در وقتى گفته مىشود كه كسى مثل مگس اذيّتش زياد است .
ذَبَّبْتُ عَنْ فلانٍ : زنبور و مگسى را از او دور كردم .