رسول اللّه روايت شده است كه گفتهاى : « 1 »
« شيّبتني سورة هود و أخواتها ، فما الّذى شيّبك منها ؟ فقال : قوله
( فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ )
.
پس هر گاه ضلال - ترك نمودن طريق مستقيم عمدا يا سهوا كم يا زياد باشد در آن صورت صحيح است كه لفظ ( ضلال ) از كسى كه خطائى از او سر مىزند به كار رود از اين روى به پيامبران و بكفّار نيز نسبت داده شده است هر چند كه ميان اين دو ضلال فاصلهء دو رو زيادى بوده ، مگر نمىبينى كه در بارهء پيامبرش صلّى اللَّه عليه و آله فرمود :
(
وَ وَجَدَكَ ضَالًّا
فَهَدى - 7 / ضحى ) يعنى قبلا به آنچه را كه از نبوّت و پيامبرى به تو رسيده است آگاه و راه يافتهء به آن نبودى .
و اولاد يعقوب به پدرشان گفتند : (
إِنَّكَ لَفِي ضَلالِكَ
الْقَدِيمِ - 95 / يوسف ) . و باز به ملك مصر گفتند : (
إِنَّ أَبانا لَفِي ضَلالٍ
مُبِينٍ - 8 / يوسف ) . كه اشاره به شيفتگى و علاقهء يعقوب به يوسف و اشتياقش به اوست و همچنين آيه : (
قَدْ شَغَفَها حُبًّا إِنَّا لَنَراها فِي ضَلالٍ مُبِينٍ
- 30 / يوسف ) « 2 » و از قول موسى گفت :
(
وَ أَنَا مِنَ الضَّالِّينَ
- 20 / شعراء ) كه تنبيهى و هشدارى است ، در كار سهو و غفلتى از
هامش
( 1 ) يعنى سورهء هود و همانند آن مرا پير كرد ، پرسيد آنكه تو را از آن سوره پير كرده است كدام است ؟
پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : (فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ- 112 / هود ) امر خداى تعالى كه فرمود : همانگونه كه امر شدهاى پايدار باش و استقامت بورز ، كه در احاديث( وَ مَنْ تابَ مَعَكَ- 112 / هود ) يعنى و ديگرانى كه پيروان تو هستند نيز بايستى استقامت بورزند ، تتمّهء حديث است كه پيامبر را نگران و اندوهگين مىنموده و گر نه او خود مظهر استقامت و پايدارى بوده ( كه امام خمينى هم همين نظر را دارند ) .
واقدى از ابن عبّاس نقل مىكند كه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : ( شيّبتنى هود و الواقعة و المرسلات وعَمَّ يَتَساءَلُونَوإِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْواقْتَرَبَتِ السَّاعَةُو ما فعل بالأمم قبل ) سورههاى ( 11 / 56 - 77 - 78 - 81 - 54 ) كه مسئوليّت پايدارى ملّت اسلام با او بوده پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله را پيش از موعد پيرى فرسوده ساخته و خودش مىگويد :
بر امم گذشته چنين نبوده براى توضيح بيشتر به ذيل واژه - حصا - مراجعه شود .
( الطّبقات الكبرى / كاتب واقدى 1 / 435 ) .
( 2 ) سه آيهء اخير نقل قول برادران حسود و گمراه يوسف نسبت به حضرت يعقوب است كه چون او را در راه باطل خود نمىبينند او را نسبت به نظر و راه خود در بيراهه و گمراه معرّفى مىكنند .