(
فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُشْرِقِينَ
- 73 / حجر ) ( پگاهان كه صبح كردند صيحهء عذاب فرو گرفتشان و ديار قوم لوط را كه تمامى به فساد آلود شده بودند نگونسار كرديم ) .
صَائِحَة : بانگ نوحه سرا .
ما ينتظر الّا مثل صيحة الحبلى : چيزى را جز شرّى كه به زودى به ايشان مىرسد انتظار نمىبرند .
صَيْحَانِيّ : نوعى خرماست ( خرماى شهر مقدّس مدينه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله )
صيد
: الصَّيْدُ : شكارمصدر - صَادَ ، يَصِيدُ است يعنى دست يافتن و - تصرّف آنچه را كه وصولش ناممكن بوده و در شرع به معنى شكار و دست يا بى به حيواناتى است كه از آن كسى نباشد و نيز گرفتن و صيد از هر چيزى كه حرام باشد .
خود شكار و وسيلهء شكار هم - صيد - ناميده شده .
آيه : (
أُحِلَّ لَكُمْ صَيْدُ
الْبَحْرِ - 96 / مائده ) يعنى صيد كردن آنچه را كه در دريا است .
و امّا آيه : (
لا تَقْتُلُوا الصَّيْدَ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ
- 95 / مائده ) ( كه در بارهء نهى از شكار در حال احرام و محرم بودن است ) .
و آيات : (
إِذا حَلَلْتُمْ فَاصْطادُوا
- 2 / مائده ) (
غَيْرَ مُحِلِّي الصَّيْدِ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ
- 1 / مائده ) آنطور كه فقهاء گفتهاند شكار در آن موقع و مكانها ، ويژه حيواناتى است كه گوشتشان خورده مىشود به دلالت آنچه كه روايت شده است :
« خمسة يقتلهنّ المحرم فى الحلّ و الحرم : الحيّة و العقرب و الفأرة و الذّئب و الكلب العقور » .
( پنج حيوان است كه زائرين بيت اللَّه در حال احرام يا غير احرام آنها را مىكشند ) : ( 1 - مار 2 - عقرب 3 - موش صحرايى 4 - گرگ 5 - سگ گزنده ) .