(
ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا
مِنْ عِبادِنا - 32 / فاطر ) « 1 » الصَّفِىُّ و الصَّفِيَّةُ : چيزى است كه رئيس براى خويش برمىگزيند .
هامش
( 1 ) آيه فوق از سورهء فاطر يا ملائكه است و يكى از آياتى است كه در آن زمان آينده برگزيدگان و امّت اسلام بيان شده و با صفاتى كه ذكر كرده يكى از پيشگوئيهاى شكوهمند قرآن و معجزات آن است كه در زمان حيات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله او را مثل آيه : (وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ- 9 / حجر ) يعنى ما قرآن را نازل كرديم و حافظ آن نيز هستيم خبر مىدهد آيهء فوق هم تأكيدى بر همان معنى است و امروز بعد از 14 قرن حقايقش به اثبات رسيده و با توجّه به آيهء قبلش چنين است :
آنچه كه از اين كتاب به تو وحى كرديم حقّى است و تصديق كننده كتب پيشين ، خداوند به كار بندگانش آگاه و بصير است ، سپس اين كتاب را به كسانى از بندگانمان كه آنها را برگزيدهايم كه تفسير آيه :
(كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ- 110 / آل عمران ) است ، به ميراث مىدهيم ( ماضىهاى محقّق الوقوع در معنى مضارع است مثل افعالى كه در وصف قيامت و آينده است ) و از آن بندگان برگزيده ( امّت اسلام ) بعضى به نفس خويش ستم مىكنند و بعضى معتدلند و بعضى ديگر به اذن خداى پيشى گيرنده در كارهاى نيك و خيرات و شايستهاند ، و فضيلت بزرگ نيز همين است كه به بهشتهاى جاويد با آراستگى داخل مىشوند حال بايد ديد مفسّرين در اين باره چه مىگويند :
جار اللّه زمخشرى مىنويسد : اگر بگويى معنى (ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ32 / فاطر ) چيست ، مىگويم دو وجه دارد :
اوّل - اينكه خداوند مىگويد : ما قرآن را به تو وحى كرديم و سپس حكم به رساندن بعد از تو نموديم .
دوّم - يا اينكه گفت : ما قرآن را به بعد از تو به بندگانمان مىرسانيم چنان كه بلافاصله خبر مىدهد آنها كسانى هستند كه از بندگانمان برگزيده و آنها امّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از صحابه و تابعين و پيروان بعد از آنها تا روز قيامت ، هستند زيرا آنها را بر ساير امّتها برگزيده است و امّت وسط قرارشان داده تا بر ساير مردم گواهانى باشند و آنها را با منسوب نمودن به افضل پيامبران و افضل كتب كرامت داده است سپس اين امّت را به سه دسته تقسيم نموده : 1 -فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ2 -وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ3 -وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ. ( كشّاف 1 / 312 ) .
شيخ طبرسى به نقل از ابو مسلم اصفهانى مىنويسد : مقصود علم انبياء و پيامبران است كه به پيروانشان به ارث مىدهد و گر نه انبياء كتابها به ارث نمىگزارند .
ابن عبّاس مىگويد : آنها امّت محمّدند كه ميراث بر محتواى تمام كتب پيامبرانند ، و در حديثى آمده است كه : « العلماء ورثة الانبياء » .
و نزديكترين سخن به حقّ اين است كه امامان معصوم وارثان علم پيامبرند ( كه نزد كسى تحصيل علم نكرده و به شاگردى نرفتهاند ) و متعهّدان نگهدارى قرآن و بيان حقايق آن و عارفان به دقايق و جلالت قدر آن هستند و سپس مربوط بودن وراثت كتاب به ديگر بندگان است كه از آنها گروهى ستم كننده به نفس خويش و دستهاى معتدل و عدّهاى پيشى گيرنده به نيكىها هستند .
بيشتر مفسّرين ضمير - عبادنا - را به بندگان برگزيده برمىگردانند و مىگويند همه آن سه گروه نجات يافتگانند ، حديثى از - ابو درداء - نقل شده كه گفت شنيدم پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گفت : سابقين به خيرات بدون حساب به بهشت در آيند ، معتدلين ، حساب آسانى پس مىدهند و ظالمين به نفس خويش در مقامى حبس و سپس به .