و همچنين آيه : (
إِلَّا ما قَدْ سَلَفَ
- 22 / نساء ) يعنى : آنچه را كه قبلا از كارهاتان انجام دادهايد و اين معنى همان دور شدن از آن است پس استثناء از گناه است نه از فعل و مجاز دانستن آن و لفلان سَلَفٌ كريم : يعنى پدرانى كه در گذشته و در بزرگوارى پيشرو بودهاند جمعش أَسْلَاف و سُلُوف است .
سَالِفَة : قسمت پهن گردن كه به شانه متصل است .
سَلَف : پيش پرداخت براى خريد و فروش و آنچه كه داد و ستد مىشود .
السَّالِفَة و السُّلَاف : پيشتازان جنگى و چاوشان كاروانيان .
سُلَافة الخمر : تفالهء باقيمانده از عصاره خمر .
سُلْفَة : آنچه كه قبل از طعام در مهمانى براى مهمانان آورده مىشود لذا مىگويند .
سَلِّفُوا ضَيْفَكُم و لَهِّنُوه : مهمانتان را ناشتائى و پيشكش دهيد . ( پذيرائى قبل از اطعام و غذا ) .
سلق
: السَّلْق : گستاخى و چيرگى قهرى يا با دست يا با زبان ! « 1 » .
و عبارت التَّسَلُّق على الحائط : از ديوار بالا رفتن ، از همين واژه است . آيه : (
سَلَقُوكُمْ
بِأَلْسِنَةٍ حِدادٍ - 19 / احزاب ) ( با زبانهاى زهر آگين و تيز بر شما تاختند و چيره شدند ) .
سَلَقَ امرأتَه : وقتى است كه كسى با زنش همبستر شود ، مُسَيْلمهء ( كذّاب ) به همسرش گفت : اگر خواهى به روش انسانى و گر نه حيوانى با چهار دست و پا « 2 » .
السَّلْق : اينستكه يكى از دستههاى جوال و كيسهء بار در قسمت ديگر آن داخل
هامش
( 1 ) در حديثى از پيامبر ( ص ) آمده است كه ( ليس منّا من سلق او حلق ) يعنى زنان مسلمان و مردان مسلمان نبايستى در مصيبتها ناله و شيون سر دهند و نبايد به صورت خود بزنند و زنان نبايستى با شيون موى خود بركنند و بر سر و صورت خود بزنند ( تهذيب اللّغه 8 / 402 - لسان العرب 10 / 60 ) .
( 2 ) اشاره مؤلّف رحمه اللّه به روش ننگينى كه حتّى حيوانات هم به آن آلوده نيستند مىباشد و مسيلمه كذّاب يعنى همان كسى كه ادّعاى پيامبرى داشت ، شيوه فساد آلوده و تبهكارانه اقوام به هلاكت رسيده و .