زعق
: الزُّعَاق « 1 » : آب بسيار شور و تلخ ( شورابه و نمكزار ) .
طَعَام مَزْعُوق : غذائى كه از شورى زياد مثل آب شور شده .
زَعَقَ به : با فريادش او را ترساند .
فَانْزَعَقَ : ترسيد . الزَّعِق : پر سر و صدا و صداى زياد . الزَّعَّاق : فرياد زن و نعره زن .
زعم
: الزَّعْم ، حكايت از سخنى است كه در مظان و معرض دروغ و باطل باشد ( دروغ پندارى و دروغ گفتارى ) و از اين روى در قرآن همه جا از واژه - زعم - به صورت مذمّت نسبت به گويندگانش آمده است .
مثل آيات : (
زَعَمَ
الَّذِينَ كَفَرُوا - 7 / تغابن ) و (
بَلْ زَعَمْتُمْ
- 48 / كهف ) (
كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ
- 22 / انعام ) و (
زَعَمْتُمْ
مِنْ دُونِهِ - 65 / اسراء ) تضمين و تعهّد شفاهى و سرپرستى و رياست را - زَعَامَت - و سرپرستى و رئيس را هم - زَعِيم - گفتهاند چون اعتقاد داشتند به اينكه قول و سخن آنها يعنى تكفّل زبانى
هامش
( 1 ) جار اللّه زمخشرى در ذيل اين واژه مىنويسد : و يروى لعلى بن أبي طالب رضى اللّه تعالى عنه يوم حنين :دونكها مترعه دهاقا * كاسا زعاقا مزجت زعاقااز على ( ع ) روايت شده كه در جنگ حنين كه پس از فتح مكّه اتّفاق افتاد . در بارهء حنين چنين سروده است : در پائين تو نهرى خروشان هست امّا آبش مانند كاسهاى از زهر و آميخته با تلخابه است ، اين شعر را ابن منظور -كاسا زعاقا . . .- كه در همان معنى است روايت كرده : در جنگ حنين مسلمانان از زيادى سپاهيان خود در شگفت شدند كه خداى مىفرمايد : (إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ- 45 / توبه ) زيادى و انبوهى شما را متعجب نمود .
ياقوت حموى مىنويسد : حنين درّهاى در مقابل طائف و در صد ميلى مكّه است . شاعرى تعداد لشگريان اسلام را در آن جنگ ، هشتاد هزار نفر تخمين زده مىگويد :اذا ما لقينا جند آل محمّد * ثمانين الفا و استمدوا بخندقايعنى : همين كه سربازان آل محمّد را برخورد كرديم هشتاد هزار نفر بودند كه با دويدن امداد و يارى مىشدند .
( اساس البلاغه 194 - لس 10 / 141 - معجم البلدان 2 / 313 ) .