ابو القاسم بلخى گويد :
وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ
- 179 / اعراف از اين سخن كه مىگويند - ذَرَيْتُ الحنطةَ - گرفته شده يعنى گندم را خرد كردم كه اين سخن درست نيست و اعتبارى ندارد زيرا اصلش مهموز است .
يعنى :
ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ
- از - ذرو - نيست چنان كه بلخى گفته است بلكه از ذرأ است چنان كه راغب آن را در واژه - ذرأ - بيان كرده .
ذعن
: مُذْعِنِينَ - 49 / نور فرمانبرداران و مطيعان . ناقة مِذْعَان : شتر رام . از اين واژه يك بار و يك آيه در قرآن آمده است كه مىفرمايد :
وَ إِنْ يَكُنْ لَهُمُ الْحَقُّ يَأْتُوا إِلَيْهِ مُذْعِنِينَ
- 49 / نور يعنى : اگر اسلام و حقّ به سودشان باشد به سرعت بسويش مىآيند و گردن مىنهند و پذيرا مىشوند امّا در آيهء بعد مىفرمايد : همين كه ايشان دعوت به حكومت حقّ مىشوند روى مىگردانند در حالى كه گروهى از آنها بدروغ مىگويند ما به خدا و رسول ايمان داريم .
ذقن
: چانه و زنخدان خداى تعالى گويد :
وَ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ
- يَبْكُونَ - 109 / اسراء سر به زير مىاندازند و مىگريند مفرد - أذقان - ذَقَن - است .
ذَقَنْتُهُ : به چانهاش زدم . ناقة ذَقُونٌ : شتر رام و سر به زير كه در راه رفتن از حركت گردن و چانهاش كمك مىگيرد .
دَلْوٌ ذَقُونٌ : دلو و آوند ضخيم و كج ، كه تشبيهى است به حالت كجى گردن .
ذكر
: الذِّكْر : يادآورى است . گاهى چيزى به ياد مىآيد و مراد از آن حالتى است در نفس كه بوسيلهء آن انسان چيزى را كه معرفت و شناخت آن را قبلا حاصل كرده است