كوتاه ، نقش كردهاند ، روى پيراهن ، يك نيمتنهء پوست گوسفند دربر دارند . . . » « 1 »
هرودت و استرابون نوشتهاند كه : « پارسيها شكل لباس را از ماديها اقتباس كردند بنابراين تصور مىرود كه كلاه نمدين ، قباى آستيندار و كفشهاى پارسيها از چيزهايى است كه از مادها اقتباس شده است . » « 2 »
بقول گزنفون ، كورش لباس مادى را اقتباس كرد ، و نزديكان خود را بر آن داشت كه اين لباس را بپوشند . و حسن اين لباس اين است كه معايب بدن را مىپوشاند و اشخاص را بزرگتر و شكيلتر مىنمايد ، كفشهاى مادى چنان ترتيب داده شده بود كه شخص مىتوانست در آن چيزهايى بگذارد تا بلندتر بنمايد بىآنكه كسى ملتفت آن شود . كورش سرمه كشيدن و آرايش صورت را تصويب مىكرد ، تا چشمان و صورت اشخاص زيباتر از آنچه هست به نظر آيد . » « 3 »
كلاه مادى
ماديها انواع و اقسام كلاه داشتند ، سادهترين آن كلاهها « نوعى كلاه گرد سادهء نمدى است كه قسمت جلوى آن ( پيشانى كلاه ) اندكى جلو آمدهتر است و در پشت سر آن ، روى لبه دنبالهاى دوخته شده است . . . » « 4 »
شلوار مادى
شلوار مادى ، يكراسته بوده تا مچ پا و بر روى كفش مىرسيد ، شلوار كه از بالا تا پايين به تدريج به تنگى گرائيده است ، بر مچ آن نوارى دارد كه بر روى جلوى دهانهء كفش گرهدار شده دمپاى شلوار را جمع و تنگ مىكند و دنبالهء آن بر روى كفش مىافتد . »
كفش مادى
كفش مادى ، از چرمى يك تكه است و مانند جوراب به پا كشيده شده است . . . هيچ نوع درزى در نيمرخ آن ديده نشده است ؛ به نظر مىرسد كه درز كفش در پشت پاشنه و بر رويهء آن باشد . كفش مادى داراى پاشنهيى گرد است . . . » « 5 »
پيراهن مادى
يك پوشش بلند است كه تا به زانو مىرسد ، داراى آستين بلندى است كه از سرشانه به تدريج به سوى مچ دست ، تنگ و چسبان و اندكى چيندار مىشود ، ماديها از جبه « شنل و كمربندى چرمى نيز استفاده مىكردند . » آنچه گفتيم نمودارى از لباس ايرانيان در عهد ماديها و هخامنشيان بود .
هامش
( 1 ) - امستد ، تاريخ شاهنشاهى هخامنشى ، ترجمهء دكتر محمد مقدم ، ص 42 .
( 2 ) - مشير الدوله پيرنيا ، تاريخ ايران باستان ، ج 1 ، ص 222 .
( 3 ) - همان كتاب ، ص 417 .
( 4 ) - جليل ضياءپور ، پوشاك باستانى ايرانيان ، ص 10 .
( 5 ) - همان كتاب ، ص 18 .