و اين دوره از عصر مماليك نيز پستتر است . چه آنكه در روزگار مماليك ، عمارات و مساجد بزرگى در قاهره به ظهور آمد و فنون ظريفه رايج شد و مقرنسكارى كه امروز در سردر مساجد ديده مىشود تعميم يافت ؛ نمونه و سرمشق اين مقرنسكاريها ، قنديلهاى آويزانى است كه دستكاريهاى هندسى روى آن شده است . و اين روش در همهء بناهاى اسلامى مجرى است . » « 1 »
صنعت مكانيكى ، ساعت و دستگاههاى خودكار ( طلسمات ) تلمبه و آسيا در ممالك اسلامى :
« بليناس المطلسم ، در قرن اول ميلادى يك سازنده و صنعتگر مشهور ساعتهاى بزرگ و خودكار بود ، از ديرباز مرسوم بود كه معابد و قصور سلاطين ساسانى را با اشياء و آثار عجيب و نادر زينت بخشند .
در سال 624 ، در جريان جنگ « گنزك » نزديك مراغه ، هراكليوس ، يكى از بلاد شاهنشاهى را كه در جنوب درياچهء اروميه قرار داشت ، و به وسيلهء خسرو دوم تخليه شده بود ، به تصرف خويش درآورد . وى وقتى كه در معبد سلاطين كه محتملا به سبك اياصوفيه ساخته شده بود ، قدم گذاشت ، به گفتهء مورخين ، مجسمهء هرمزد و عكس خسرو را در حالى كه بر تخت نشستهاند در سقف قصر مشاهده كرد ، در سقف همچنين صورت خورشيد ، ماه و ستارگان با بتپرستانى كه آنها را چون خدا مىپرستند نقاشى شده بود و در پيرامون آنها فرشتگان مقرب يعنى امشاسپندان را نقش كرده بودند كه عصاهاى فراوانى در دست داشتند .
در آنجا نيز يك دستگاه مكانيكى براى ريزش باران و ايجاد صدايى شبيه رعد به وجود آورده بودند ؛ اين دستگاه براى روميها قابل درك نبود ، در حقيقت ساعت عظيمى بود كه فضاى آسمانى را مجسم مىكرد . همچنين تخت معروف خسرو دوم در قصر تيسفون داراى چنين ساعت حيرتانگيزى بود . اين دستگاه عظيم كه از آبنوس ، عاج و طلا ساخته شده بود ، در بالاى آن گنبدى از طلا و لاجورد قرار داشت و سقف آسمان و ستارگان ثابت و سيارى كه هر 24 ساعت به دور هم مىچرخيدند و منظرهء ماه و خورشيد و حركات ماهانه و سالانه آنان را مجسم مىساخت و با يك تكنيك استادانه ، ساعات شبوروز نيز معين مىگرديد . تصوير اين تخت در ته جامى از نقره كه در موزهء « ارميتاژ » لنينگراد موجود است ، قلمزنى شده است .
در سامره ، ابن ربان طبرى پزشك كه در حدود سال 850 ، ساعت بسيار بزرگى از مس مشاهده كرده ، آن را چنين وصف مىكند : « در جلوى كاخ رصدخانهء سامره ، دستگاهى
هامش
( 1 ) - ر . ك : همان كتاب .