تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 514

مساهمون:

ص٥١٤
به دزدى و گدايى و طفيلىگرى مىكشد . . . همچنين روستائيانى كه ده را ترك گفته براى كار و زندگى بهتر به شهر روى مىآورند ، چه‌بسا به علت فقدان كار به صف ولگردان مىپيوندند . » « 1 » بين زحمتكشانى كه از نيروى كار خود زندگى مىكنند و با ايجاد « ثروت » سرمايه‌داران را روزبه‌روز ثروتمندتر مىكنند ، با لمپنها و ولگردهايى كه تن به كار نمىدهند اختلاف از زمين تا آسمان است ، هميشه « سهمگين‌ترين ضربه‌ها به كارگران به‌خصوص در مواقع حساس مبارزات اجتماعى از جانب لمپنها وارد مىشود ، لمپنها با خصوصيات ضد كارگرى كه دارند ، در اكثر مواقع موجب افتراق و شكست جريانات صنفى و سياسى كارگران مىشوند ، لمپنها براى شكست نهضتها و حمايت از سرمايه‌داران و فساد نهضت از داخل ، تن به هر پستى و جاسوسى و خيانتى مىدهند و از هيچ نامردمى و خيانتى روگردان نيستند . . . « 2 » احزاب فاشيستى از ماجراجويى لمپنها استفاده كرده ، تشكيلات خود را از اين نيروهاى عاصى و ماجراجو و به جان آمده ، پر مىكنند و به‌عنوان تودهء حزبى خطرناكترين و وحشيانه‌ترين كارها را به دست همين عناصر تدارك مىبينند و انجام مىدهند . آدمكشيها ، آتش‌سوزيها ، بىناموسيها و همهء مفاسد و خرابكاريها در احزاب فاشيستى به دست همين لمپنها انجام مىگيرد و در كشورهاى عقب‌مانده نيز نيروهاى ارتجاعى هر عمل خرابكارى را توسط همينها عملى مىكنند . . . » « 3 » بينواترين افراد اين گروه فواحش هستند كه عده‌اى شياد از آنان بهره‌كشى مىكنند بدين قرار : 1 - مالك فاحشه‌خانه كه با در اختيار گذاشتن خانه‌اش ، قسمت مهمى از درآمد را به‌دست مىآورد ؛ 2 - اجاره‌داران و واسطه‌هايى كه بين فاحشه‌ها و مشتريان آنها رابطه برقرار مىكنند و از اين راه سهمى مطالبه مىكنند ؛ 3 - رباخواران كه از تنگدستى اين گروه حداكثر استفاده را كرده و گاه با نرخ 50 درصد سود به آنها پول قرض مىدهند ؛ 4 - گاه كاسبكاران ، كافه‌چيها و عرق‌فروشان از نيازمندى اين گروه حداكثر سوء استفاده را مىكنند ؛ 5 - ولگردان و اوباش محلى غالبا غير از بهرهء جنسى از آنان حق و حساب هم مطالبه مىكنند ؛ 6 - غير از خانم رئيس ، گاه بعضى از قدرتهاى انتظامى نيز هريك به نحوى از درآمد فواحش بهره‌مند مىشدند . . . » « 4 »
هامش
( 1 ) - على اكبر اكبرى ، لمپنيسم ، ص 11 . ( 2 ) - همان كتاب ، ص 24 . ( 3 ) - همان كتاب ، ص 29 . ( 4 ) - ر . ك : همان كتاب ، از ص 7 به بعد .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 514 | مرتضى راوندى