تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
الحنطهء « 1 » ، بدترين امت من آن باشد كه مغز گندم خورند . » « 2 » غزالى با ذكر احاديث و روايات گوناگونى كه در صحت آنها ترديد است ، مردم را به رياضت و تحمل محروميت تبليغ و تشويق مىكند . در حالى كه مىدانيم لا رهبانية فى الاسلام ، يعنى در اسلام گوشه‌گيرى و رياضت تجويز نشده است ، غزالى مىگويد : « هركه عاشق شود و خويشتن نگاه دارد و پنهان دارد و از آن رنج بميرد ، شهيد بود . » « 3 » * ابو اسحاق نظام كه شاعر و متكلمى باقريحه بود در وصف معشوقى چنين گفته است :
رق فلو بزت سرابيله * علقه الجو من اللطف يجرحه اللحظ به تكراره * و يشتكى الايحاء بالطرف
ترجمه :
چنان لطيف و رقيق است گر شود عريان * در آسمان ز لطافت بگردد آويزان جريحه‌دار شود از نگاه پىدرپى * كند شكايت از تير ناوك مژگان
گويند روزى ابو هذيل در محضرش بود ، و او اين دو شعر را برايش خواند ، ابو هذيل گفت : « اى ابو اسحق چنين كسى را جز به فقرهء خيال نمىتوان . . . » « 4 »

آداب زندگى كردن با زنان

غزالى در كيمياى سعادت از آداب زندگى كردن با زنان ، با توجه به مبانى شرعى سخن مىگويد . به نظر وى : پس از نكاح و زناشويى دادن وليمه و مهمان كردن دوستان ، هرچند بسيار مختصر ، كارى است نيكو و پسنديده . پس از ازدواج بايد با زنان مدارا كرد و با اخلاقى نيكو با آنان رفتار نمود كه « زنان را از ضعف و عورت آفريده‌اند ، داروى ضعف ايشان ، خاموش بودنست و داروى عورت ايشان ، خانه بريشان زندان كردنست . » در ادب سيم ، به مردان اندرز مىدهد كه با زنان خود
هامش
( 1 ) - همان كتاب ، ص 461 . ( 2 ) - همان كتاب ، ص 470 . ( 3 ) - همان كتاب ، ص 471 . ( 4 ) - ابن نديم ، الفهرست ، ترجمه م . رضا تجدد ، چاپ دوم ، ص 298 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 329 | مرتضى راوندى