تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
او فساد كرد ؛ و خواهر ديگر محسنه‌نام خردتر بود و در حسن و جمال به كمال ؛ هرون او را به خود نزديك كرد و ميان ايشان فساد واقع شد و لطيفه‌اى مشهور است ، كه بعد از وفات هرون ، امين ، پسر او ، اين محسنه را كه عمهء او بود با او فساد كرد ( و انتظار امين آن بود كه محسنه بكر باشد ) نبود ! » « 1 »

يك عاشق بيقرار

يزيد بن عبد الملك كه در سال 105 ه . درگذشت ؛ از ميان زنان حرمسرا به دو كنيزك سلامه و حبابه سخت عشق مىورزيد . روزى حبابه شعرى عاشقانه خواند ؛ يزيد از شنيدن اين شعر به هيجان آمد ، به خيال پرواز افتاد . حبابه گفت : مكن ما به تو كار داريم اى امير مؤمنان . يزيد گفت : نه به خدا سوگند ، الان پرواز مىكنم ! حبابه گفت : مملكت را به كى مىسپارى - يزيد دست حبابه را بوسيده گفت : مملكت . . . را به تو تفويض مىكنم ! . . . » همين خليفه روزى در عالم مستى حبه انگورى به سوى حبابه پرت كرد ، اتفاقا دانه انگور در گلوى حبابه ماند و او را خفه كرد . يزيد سه روز تمام لاشه حبابه را بغل گرفته ، مىبوسيد و مىگريست و مىبوئيد . سرانجام به اصرار ، آن جسد گنديده را پس از سه روز از يزيد جدا كرده به خاك سپردند ، يزيد پس از بازگشت به كاخ خود شبى صداى كنيزكى را شنيد كه به مناسبت مرگ حبابه اين شعر را مىخواند : « چگونه از اندوه جان نسپارم كه جاى عزيزم را خالى مىبينم » يزيد كه اين بيت را شنيد بىاختيار شد و به‌قدرى گريست كه از حال رفت ؛ و در راه معشوقه‌يى كه در نتيجهء شوخى او ، جان داده بود خود نيز جان سپرد ، يزيد فقط 7 روز به حال ديوانگى پس از مرگ معشوقه زنده بود . » « 2 »

قوادان ناصر خليفه عباسى

ناصر ، خليفهء عباسى از گروه جاسوسان و خبرچينان خود تنها براى جمع كردن مال و مصادرهء اموال مردم بهره‌بردارى نمىكرد ، بلكه براى لذايذ جنسى نيز از آنان بهره‌جويى مىنمود . هندو شاه نخجوانى مولف تجارب السلف يكى از فجايع جنسى او را برملا مىكند : ناصر پس از آنكه به حسن و جمال « خلاطيه » دختر ارسلان بن سليمان واقف شد ، از وى در جريان عزيمت به حج خواستگارى كرد ؛ ولى زن پاى مقاومت فشرد و خطاب به وى گفت : « . . . پدرم مرا به شوهر داده است ، امير المؤمنين ! مهلت فرمايد تا من از حج بازگردم و پيش پدر روم و طلاق از شوهر بستانم ، آنگاه امير المؤمنين ، كس به پدرم فرستد و مرا از او بخواهد . . . » « 3 » ولى ناصر چنان در چنگال
هامش
( 1 ) - نصر اللّه فلسفى ، چند مقالهء تاريخى و ادبى ، ص 423 . ( 2 ) - تاريخ جرجى زيدان ، پيشين ، ج 4 ، ص 135 . ( 3 ) - ر . ك : تجارب السلف ، پيشين ، ص 321 .