ولى اينك به پاس احترام شاه كلاه سادهء مخروطى بر سر مىگذارند ، اين كلاه از پوست بره سياه و به شكل مخروط ناقص است .
امروز فقط همراه با لباس رسمى دربارى ، شال ، بر دور كلاه مىپيچند ، كسانى كه به ديوان مىروند بايد چنين كلاهى بر سر نهاده ، لباس رسمى پوششى كه تا زانو مىرسد و يقهء آن تا روى شانهها مىافتد از پوست قاقم يا سمور بر تن كنند . . . » « 1 »
لباس مردم در عهد عباس ميرزا
« كلاه عموم مردم ، از پوست گوسفند و لباسشان قباى تنگ سينهبازى است كه تا قوزك پا را مىپوشاند ، فقرا از پارچههاى ضخيم و اغنيا از ماهوت انگليسى و اشراف و اعيان از پارچههاى ضخيم و اغنيا از ماهوت انگليسى و اشراف و اعيان از پارچههاى زربفت آن را تهيه مىكنند ، روى اين قبا ، معمولا كمربندى بسته مىشود ؛ ولى اغنيا شال كشميرى بسته ، خنجرى با دستهء كموبيش قيمتى بر آن مىزنند . نظاميان ، بهعلاوه ، شمشير پهنى هم دارند ، در خانه عموما پاپوشى دارند كه ممكن است به الوان مختلفه ملون باشد و براى خروج از خانه نعلين سبزرنگى به پا مىكنند .
لباس عالى ، عبارت از كليجهايست كه تا سر زانو مىآيد و زير بغل آن سوراخ دارد ، اين لباس را گاه روى دوش اندازند و زمانى دست در آستين آن كنند ، ناخن و انامل خود را قرمز و موهاى خود را سياه كنند .
اختلاف لباس حاكم و خان و برزگر ، فقط در خوبى و بدى پارچه است و درخصوص كلاه ، اغنيا بهعلاوه شالى نيز دور كلاهپوست خود مىپيچند ؛ تمول و دارايى اشخاص كه فقط از كليجه معلوم مىشود ، گهگاه از ماهوتهاى اعلاى انگليسى زردوزى است و گاه از شال كشميرى . . . » « 2 »
چادر و روبنده عهد محمد شاه قاجار
كليجه در آن زمان به جاى پالتو بهكار مىرفت .
هامش
( 1 ) - سفرنامهء دروويل ، پيشين ، ص 192 .
( 2 ) - موريس دوكوتر بوئه ، مسافرت به ايران ، ترجمهء محمود هدايت ، ص 118 .