تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
باريكى شبيه پاپوشهاى چينيها به پا مىكنند ، مردان ايران به هنگام سوارى چكمه‌هاى محكم چرم بلغار پنجه‌باريك كه ساقشان تا بالاى زانو مىرسد ، به پا مىكنند ؛ پاشنهء اين چكمه‌ها بسيار بلند و ناراحت‌تر از كفشهاى سربازان سوار اروپايى است . . ، مردان ايرانى تا سن و سال معينى ، قسمتى از موى سر را نگه مىدارند ، آنها به پهناى پيشانى موى سر را تا قفا مىتراشند و به‌اين‌ترتيب فقط كمى مو بر بالاى شقيقه‌هايشان مىماند . جوانها ، حلقه موى انبوهى از پيش‌وپس گوش تا روى شانه فرومىريزند . اين حلقهء مو ، تا 45 الى 50 سالگى بر سر جوانهاست ، ولى از آن پس به ريش كه تنها زينت صورت است توجه مىشود . ايرانيان مىكوشند هفته‌اى يك‌بار ريش خود را خضاب سياهرنگ ببندند ، آنها شيفته زلف و ريش سياهرنگ‌اند . . . ايرانيان بر كمر خود شال كم‌وبيش گرانبهايى بسته و به‌عنوان تزيينات ، دشنه‌اى بدان قرار مىدهند ، از وضع شال و كمر افراد مختلف ، مىتوان به آسانى به مقام اجتماعى آنان پى برد ، مردم عادى ، شال پشمى يا پنبه‌يى و نجبا و اعيان و ثروتمندان ، شال كشمير بر كمر بسته و دشنه‌اى به بر آن مىگذارند . . . طبقات متوسط ، خنجر خميده و سربازان و مردم عادى خنجرى به سبك گرجيان بر كمر مىبندند ، مردان ايرانى در فصل سرما ، خود را در ميان بالاپوش گشادى به نام پوستين كه از پوست گوسفندان تهيه مىشود مىپيچند . . . ضمنا از بالاپوشى كه شبيه شنلهاى فرنگيان است استفاده مىكنند . شنل ، لباس تشريفاتى است . . . شنل شاهزادگان از ماهوت ارغوانى است . مردان و زنان ثروتمند در فصل سرما ، لباسهاى پوستى اعلايى كه از هشتر خان وارد مىشود بر تن مىكنند ، اما افراد طبقات پايين در زمستان فقط نيم‌تنهء كوتاهى از پوست گوسفند كه جلوى آن باز و آستينش نصفه است مىپوشند . » « 1 »

لباس و پوشاك مردم كاشان

در تاريخ كاشان ، كه در عهد ناصر الدينشاه نوشته شده است ، دربارهء لباس و پوشاك مردم آن سامان چنين آمده است : « علما ، عبا و عمامه و قباى عربى ، ارخالق حسنى يا عربى ، زمستان عباى ماهوت يا بوشهرى يا نجفى و غيره و قباى ماهوت يا برك يا قدك رنگ‌كردهء بيدگل و ارخالق قلمكار و چيت فرنگى و الجه كاشى يا يزدى و مازندرانى و پيراهن چلوار سفيد و زيرجامهء چلوار نيلى و كلجه ماهوت يا برك دولائى با آستر پوست بخارايى و عمامهء خاصهء مرمر سفيد و اگر سيد است ، چلوار سبز مينايى . و اگر تابستان است ، عباى كشميرشكن و قباى قدك كاشى و يزدى و همه‌وقت كفش نعلين تيماج زرد عربى و عمال قدماى آنها جبه و عبا ماهوت مشكى و قباى بند حسينى و ارخالق حسنى و پيراهن چلوار سفيد و زيرجامهء قصب قرمز و جوراب و كفش ارسى سياه يا
هامش
( 1 ) - سفرنامهء دروويل ، ترجمهء جواد محبى ، از ص 49 به بعد .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 108 | مرتضى راوندى