تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1404

مساهمون:

ص١٤٠٤

رفتار مأمورين نظميه با مردم

در جريان جنبش مشروطيت ، عين الدوله ديد اجتماع شبانهء مردم در مساجد ، موجب روشن شدن افكار و بيدارى مردم خواهد شد ، لذا دستور داد از ساعت سه از شب گذشته ، هركس را از هرطبقه و با هر لباسى كه ديدند بگيرند و به احدى ابقاء نكنند . مأمورين از ساعت دوازده شب گذشته شروع به گرفتن مردم كردند . « در نتيجه مساجد آقايان در شب موقوف و مراودهء شبانه ممنوع گرديد . يك عده از سوار و شبگرد در كوچه و بازار و خيابان گردش مىكردند ، در يكى از ليالى متجاوز از صد نفر از تجار و مردم را كه از بازار و يا از منازل دوستان به خانه‌هاى خود مراجعت مىنمودند ، گرفتند و به ادارهء نظميه بردند . صبح آن شب ، اعظم السلطنه وزير نظميه ( سابق بر اين هريك از رؤساى ادارات را وزير مىگفتند ) آنان را احضار نمود كه چرا با اين قدغن اكيد ، از منازل خود بيرون آمديد ؟ جواب دادند كه دولت قدغن كرده است از ساعت سه از شب گذشته كسى در كوچه راه نرود . ليكن ماها را در ساعت دو از شب گذشته ، بلكه كمتر گرفتند . وزير نظميه جواب داد ديشب شيپورچى اشتباها شيپورها را كشيد ، فلذا مرخصيد ، مىخواهيد برويد . مأخوذين اظهار داشتند وقتى كه ما را گرفتند كيسه و بغل ما را خالى كردند ، ساعت و اسباب و پول ما را از ما گرفتند ، بفرماييد آنها را به ما رد كنند . وزير نظميه گفت : حالا نوكر ديوان را متهم مىنماييد ؟ رو كرد به اجراى نظميه ، گفت اين اشرار را بگيريد ، ببريد محبس ، در زندان نماييد . بعضىها را كه چيزى نگفته بودند ، پس از شفاعت و گرفتن يك تومان جريمه مرخص كردند . اين حكم رسميت يافت ، شبهاى ديگر هركس را كه مىگرفتند ، على الرسم يك تومان و ده شاهى از او مىگرفتند . يك تومان براى رئيس نظميه و ده شاهى براى خود گيرنده . و تا صبح هم آن بيچاره را نگه مىداشتند . اگر تعارف مىداد ، رها مىكردند و الا تا صبح نگه مىداشتند و يك تومان و ده شاهى مىگرفتند . و اگر فقير و گدا بود ، در عوض جريمه او را چوب مىزدند يا در محبس نگاه مىداشتند تا مريض يا تلف شود . بارى اين حكم اعظم السلطنه جارى بود ، گاه يك نفر يك تومان و دهشاهى مىداد و در كوچهء ديگر گرفتار دستهء ديگر مىشد . كرارا اتفاق مىافتاد كه يك ، نفر گير چند نفر مىافتاد ، از آن جمله خود نگارنده در يك شب به سه دسته برخورده و 5 تومان متضرر شدم كه سه تومان به دو دسته و 15 قران هم به يك نفر دادم كه همراهم آمد و در خانه وجه را گرفت . اين شخص در راه به مأمورين پليس مىگفت مأمورم اين شخص محترم را به خانه‌اش برسانم . عدهء زيادى بيمار و زنان حامله چون به طبيب دسترس نداشتند ، شهيد راه استبداد عين الدوله شدند . . . » « 1 »

قدرت‌نمايى محمد على ميرزا :

در تاريخ 5 ژوئن 1905 سر آرتور هارينگ به وزير امور خارجهء انگلستان ، گزارش مىدهد كه محمد على ميرزا پس از آن‌كه رسما به مقام نايب السلطنه برگزيده شد « . . . با چند اقدام شديد در افكار ساكنان تهران رعبى ايجاد نموده است . وى نخست
هامش
( 1 ) . تاريخ بيدارى ايرانيان ، پيشين ، ج 2 ، ص 173 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1404 | مرتضى راوندى