تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 1405

مساهمون:

ص١٤٠٥
فهرست اسامى محكومين را كه در زندان بسر مىبرند خواست ، و نام قاتلى را كه چندى پيش ، آخوندى را در اراك كشته بود انتخاب كرد و فرمان داد او را در ملاء عام گردن بزنند . بروز اين شايعه كه وليعهد با قصابها و نان‌پزها با همين خشونت رفتار خواهد كرد ، قيمت گوشت و نان به سرعت در تهران تنزل كرد . فرمان اعدام چند نفر ديگر از جنايتكاران صادر شد تا نشان داده شود كه نايب السلطنه شوخىبردار نيست . » « 1 »

فقدان امنيت مالى و قضايى

در 18 ژوئن 1906 ايولين گرانت داف به سر ادوارد گرى وزير خارجه انگلستان گزارش مىدهد كه « . . . اخيرا سيد جوانى ، سنگى به طرف وزيرمختار هلند كه با اتومبيل از خيابانى در تهران مىگذشت پرتاب كرده سنگ زخمى دردناك بوجود آورد ، وى شكايت رسمى تقديم مشير الدوله كرد . . . مشير الدوله ضمن اعتذار از رفتار آن پسربچه گفت ، در وضع كنونى شهر ، دولت جرئت آن را ندارد كه سيدها را كه ( صد هزار تن از آنها در شهر هستند ) تنبيه كند . لذا سيد با 5 روز زندانى شدن كه در اين كشور ، نمىتوان نام مجازات بر آن نهاد از كيفر رهايى يافت . همين چند روز پيش كاروانى با محمولهء گران‌قيمتى از پوست بره متعلق به بازرگانان روسى از اصفهان به تهران مىآمد كه يكى از شاهزادگان قاجار به نام اجلال الدوله كه بستگى نزديك با شعاع السلطنه دارد ، به كاروان حمله كرد محموله را به صحرا ريخت و قاطرها را با خود برد . در نتيجه چهل هزار تومان خسارت وارد شد . تنها دليلى كه در اين مورد اقامه شد ، اين بود كه حرم شعاع السلطنه كه عازم مسافرت به شمال بود ، احتياج به اين قاطرها داشته است . اجلال الدوله براى اين كار ، مجازات نشد ، اكنون سفارت روس در تلاش است تا غرامت بگيرد . . . » « 2 »

عدم تمركز :

در گزارش سفيركبير انگلستان در ژوئن 1906 به سر ادوارد گرى صريحا نوشته شده است كه : « مشير الدوله و در حقيقت همهء مقامات و مأمورين عاليرتبه ، صريحا اعتراف دارند كه فرامين دولت مركزى در شهرستانها هنگامى قابل اجراست كه با منافع مقامات محلى مباينت نداشته باشد . آنها خوب مىدانند كه تمردشان مجازات نخواهد شد . » « 3 »

قاضى فاسد :

پروين اعتصامى در نيمهء دوم قرن بيستم در يكى از آثار خود ضمن توصيف گفتگوهاى زن و شوهرى ، پرده از روى مظالم يك قاضى فاسد برمىدارد و نشان مىدهد كه يك دادرس كه بايد مظهر تقوى و پاكدامنى باشد ، چگونه به اميد رشوه پا روى قوانين مىگذارد . از متهم به زور اقرار مىگيرد و او را به ناحق محكوم مىكند ، خود قاضى قانون‌شكنيهاى خود را چنين بيان مىكند :
كور و عاجز بس درافكندم به چاه * تا كه شد هموار از بهر تو راه از پى يك راست گفتم صد دروغ * ماست را من بردم و مظلوم دوغ سنگها انداختم در راهها * اشكها آميختم با آه‌ها
هامش
( 1 ) . اسناد محرمانهء وزارت خارجهء انگلستان ، ص 9 . ( 2 ) . همان ، ص 56 . ( 3 ) . همان‌جا .