ترسيل مراسلات مبادرت رود ، آن عالىشأن خود مطلع است كه الى حالى ازين قبيل تعارفات ظاهرى بسيار اتفاق افتاده و به هيچوجه فايده و ثمرى حاصل نشده ، مىبايد كارى كرد كه مفيد فايده باشد . حال مدت دو سالست كه اين جانب زحمات بسيار و مرارات بىشمار مىكشم كه شايد رفع بعضى ملامت و ناخوشى از خود نمايم و هنوز به جايى منتهى نشده . آن عالىشأن البته از چگونگى مرارت اين دو سال اين جانب در پاس دوستى آن دولت مطلع نشده است . حال كه آن عالىشأن خواهش تجديد رسوم الفت و اتحاد فيما بين دولتين بهيتين را نموده است ، اين جانب نيز زياده از حد اين مطلب را طالب مىباشم چرا كه در ايران و درب خانهء شاهنشاه جهان و جهانيان ، خيرخواه دولت فرانسه محسوب شدهام . و به اين جهت هنوز هم مورد توبيخ و ملامت اهالى ايران مىباشم . مكرر قلمى شده است كه هرگاه پادشاه فلكبارگاه فرانسه و رجال آن دولت بهيه مىخواهند كه رفع بدنامى خود كرده در عالم محمود و نيكنام باشند ، اين معنى براى آن دولت ميسر نخواهد شد به جز اينكه عهد و ميثاقى كه در خصوص اخراج روسيه با دولت قاهره بستهاند ، وفا نمايند كه راه عرض و استدعايى براى اين خيرخواه به دست آيد . حالا اگر از جانب شما حرفى بگويم ، انديشه دارم كه حمل بر بعضى جهات نمايند . آخر دوستى و آشنايى دو دولت بزرگ را نفعى و ثمرى ضرور است . خلف عهد و سست پيمانى شما كه عالمگير شده و از ايلچيان و فرستادگان آن دولت هركه راهى اين ولايت شده هزار گونه سخنان دوستانه مسموع گرديد و يكى از قوه به فعل نيامده يكى مذكور ساخته كه « ايمپراطور » اعظم از راه دريا هزار تفنگ فرستاده ، يكى نويد داده كه پنجاه عراده توپ مىآورند ، يكى ديگر گفته كه پادشاه محض خاطر شما با روسيه مصالحه كرده ايلچى فرستاده كه روسيه را بيرون نمايند . ما هم به همين هوس مسيولاژار را تدارك كلى نموده نزد گدويچ سردار روسيه فرستاديم . بعد از ورود آنجا به سردار و كارگزاران اين دولت تكليف و اهتمام مىنمود كه شما قلاع را خالى كرده به روسيه واگذاريد تا من بناى متاركه ، ميان شما بگذارم . اين همه معلم و مهندس كه از آن دولت در آنجا بودند ، با آنكه كمال محبت و نوازش دربارهء ايشان به عمل آمده و از مال دنيا به هيچوجه مضايقه نشده ، همينكه بناى دعوا و جنگ با روسيه شده ، يك جا خود را كنار كشيده نزديك نيامدند . عسكر خان را با پنجاه هزار تومان تحفه و هدايا روانهء پاريس فرمودند . سه چهار سال او را در آنجا نگاه داشته با ده هزار تومان قرض روانه ساختند ، به خلاف اين طرف كه ايلچيان را با تدارك به هرنوع كه دلخواهى ايشان بود روانه كردند . هر روزه عسكر خان از پاريس مىنوشت كه چنان و چنين جواهر و تحفهها درست شده مىآورم يك جا همه دروغ محض شده ، عسكر خان با آن همه قرض مراجعت كرد . آخر چه واقع شده بود دو پادشاه عظيم الشأن كه باهم دوستى و تعارف و مهربانى مرعى مىدارند ، چرا از آن طرف مىبايست مباركباد و تعارفى به عمل نيايد كه در ميان دولتهاى عالم براى اين دولت سبكى و بدنامى حاصل شود . اگر از رفتار و دوستى انگريز اظهار نمايم ، مجملى آنكه از روزى كه بناى دوستى را گذاشته ، ايلچى ايشان وارد شده است ، جزيى دروغى نگفته و نمىگويد و سالى دويست سيصد هزار تومان وجه نقد به سركار
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 597
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٥٩٧