كردستان و بغداد به زادگاه خويش بازگشته است . « 1 »
هجوم مغول به ايران و آغاز جنگهاى صليبى بيش از پيش ، سلاطين و پاپهاى روم را به استقرار مناسبات سياسى با شرق ، علاقهمند ساخت . به همين مناسبت در شوراى روحانيون عيسوى در شهر ليون به تاريخ 643 ه ( 1245 م . ) ، رهبران روحانى بر آن شدند كه با تصويب پاپ اينوسان چهارم ، هيئتى به چين و هيئت ديگرى مركب از چهار نفر رهبان عيسوى به ايران گسيل دارند . نمايندگان اعزامى به ايران از مذاكرات خود با بايجو سپهسالار مغولى ايران نتيجهاى نگرفتند . و نمايندگان چين نيز نتوانستند نظر شوراى ليون را به چينيان بقبولانند . به اين ترتيب دو هيئت اعزامى از سفر دور و دراز خود نتيجهاى به دست نياوردند . « 2 »
لويى نهم پادشاه فرانسه معروف به لويى مقدس ، براى پيروزى لشگريان عيسوى ، جلب حمايت مغولان را ضرورى مىشمرد . به همين مناسبت ويليام روبروكى « 3 » را به حضور منگوقاآن فرستاد . ولى وى با تحمل رنج فراوان نتيجهاى نگرفت . در دوران قدرت قوبيلاى قاآن ( 693 - 658 ه ) از بركت امنيت نسبى ، بازار تجارت رونق گرفت ، و دو برادر ونيزى به اتفاق فرزند خود ماركوپولو به خدمت قوبيلاى رسيدند ، و در پكن اقامت گزيدند . عهد قوبيلاى در چين و دوران حكومت امير ارغون ، و نمايندهء خان مغول در ايران را بايد مقدمهء رواج عيسويت در مشرقزمين و تبادل سفيران در ميان شرق و غرب دانست . اما فراموش نكنيم كه يكى از مهمترين عوامل مؤثر در برقرارى اين ارتباط ، وجود عيسويان نسطورى در سازمان حكومت امپراتورى مغول بود . پارهاى از اين نسطوريان كه مردانى دانشمند يا بزرگان يا پزشگ بودند ، در دستگاه مغولان صاحبمقامهاى مهمى گرديدند . و كرارا بر سبيل فرستادهء مخصوص خان ، يا ايلخان مغولى به دربار پادشاهان اروپايى روانه مىشدند . « 4 »
آمدن ربان سوما « 5 » به ايران
: ربان سوما از نمايندگانى است كه به ايران و اروپا سفر كرده است . فيليپ خوشسيما به وى اطمينان داد كه با كمك و همكارى ارغون خان ، بيت المقدس را از چنگ مماليك خواهد رهانيد . و همو در سال 1287 با ادوارد اول ملاقات كرد . اما اين اولين ملاقات ، به عقد پيمانى با انگليس منجر نشد .
در ميان نامههاى تاريخى اين ايام ، نامهاى كه ارغون خان خطاب به فيليپ خوشسيما ، و ادوارد اول نوشته ، شايان توجه و قابل نقل است .
سلطان فرانسه ، به نيروى خداى لايزال و تحت توجهات خان اعظم ( قوبيلاى )
هامش
( 1 ) . طاهرى ، ابو القاسم ، پيشين ، ص 33 .
( 2 ) . طاهرى ، ابو القاسم ، همان ، ص 24 .
( 3 ) .W . Rubruqui( 4 ) . طاهرى ، ابو القاسم ، همان ، ص 35 .
( 5 ) .Robban Suma