سودجويى ، سوداى تحقيق و كنجكاوى ، ميل بازاريابى و تبليغ آراى مذهبى . . . همه انگيزههايى است كه بازرگانان ، دانشپژوهان و جهانگردان و مبلغان مسيحى را از قديمترين زمانها و از دور افتادهترين نقاط مغربزمين به سوى ايران كشانيده است . اما از بخت بد ، از آثار و سفرنامههاى آنان بر اثر توفانهاى سياسى و نظامى اثر جالبى برجاى نمانده است . با اين حال از مختصرى كه از سفرنامهها و يادداشتهاى آنها باقى است ، مىتوان كمابيش به بسيارى از خصوصيات زندگى اجتماعى ، اقتصادى و سياسى ايران پى برد .
سفر بنيامين يهودى اسپانيايى
: بنيامين تودلايى جهانگرد يهودى اسپانيايى ، يكى از نخستين جهانگردان بيگانه است كه صد و پنجاه سال پيش از ابن بطوطه از ايران ديدن كرد ، شرح نسبتا مختصر و در عين حال بىاندازه جالبى در پيرامون شهرها و نواحى مختلف ايران و از آن جمله خوزستان به جا نهاده ، و وصفى از اصفهان ، كاشان و يزد در سفرنامهاش نگاشته است . از آنجا كه ظاهرا غرض بنيامين گردآورى آمار و اطلاعاتى دربارهء يهوديان خاورزمين بوده است ، از خلال نوشتههاى وى پيداست كه در اين هنگام يعنى عهد سلطنت مظفر الدين سعد بن زنگى ، اصفهان و شيراز از آبادترين و پرجمعيتترين شهرهاى ايران بوده است . زيرا كه در اولى پانزده هزار ، و در دومى ده هزار نفر يهودى زندگى مىكردند . موافق نوشتههاى همين بنيامين ، در عهد اتابكان يا دقيقتر بگوييم ، در بيست سال اول سدهء هفتم هجرى ، يزد از لحاظ جمعيت ، و وفور نعمت و آبادى ، سومين شهر ايران شمرده شده است .
درست يك قرن پس از بنيامين ، جهانگرد ونيزى ماركوپولو « 1 » قدم به خاك ايران نهاد . وى در نيمهء دوم سدهء هفتم هجرى ، مطالب جالبى از پارهاى نواحى ايران از جمله يزد ، كرمان و هرمز و وضع بازرگانى و رونق بازار تبريز نوشته است . به طورى كه از سفرنامهء او برمىآيد ، در عهد قوبيلاى نيز براى نمايندگان سياسى ارزش بسيارى قايل بودند .
رسم است هنگامى كه مسافرى از راه مىرسد ، چنانچه سفير يا تاجر باشد ، كليهء هزينهء اقامت او ، تا مدتى كه كار سياسى يا تجارى او تمام نشده ، از طرف خان پرداخته مىشود . سرپرستهاى وى ، مجبورند هرشب براى او زنى ببرند . اين زنان حق دريافت وجه و يا هديه از مهمانان ندارند . در عوض خان هم از آنها مالياتى دريافت نمىدارد . « 2 »
سفرنامهء اودريك
: « 3 » اين مرد چهل و هشت سال بعد از ماركوپولو براى مطالعات مذهبى از ونيز و از راه ارزروم خود را به تبريز و سلطانيه رسانيده است و چند سالى را ( شايد بين سالهاى 725 و 730 ه ) در ديرهاى فرقهء فرانسيسيان به سر برده است . و سپس از راه هرمز و شيراز و
هامش
( 1 ) .Marcoplo( 2 ) . سفرنامهء ماركوپولو ، ترجمهء حبيب اللّه صحيحى ، بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، تهران 1350 ، ص 129 .
( 3 ) .Odoric