تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣

ديوان وزارت

سابقهء تاريخى سازمانهاى دولتى يا ديوانها

« در دوره ساسانيان شغل دبيرى در خاندانها ، موروثى بود ، و پادشاهان ، دبيران خود را ، مخصوصا دبيران بزرگ را از ميان كسانى برمىگزيدند كه پدر بر پدر دبير بود . طبرى در شرح مملكتدارى انوشيروان در اين باره بدين‌گونه اشاره مىكند : « پس مردى را بخواند از دبيران بزرگ از آن كسها كه دبيرى اندر خانگاه ايشان بود از سالهاى بسيار » « 1 » و بنابر روايت خوارزمى ، در دستگاه ساسانيان هفت دبير بوده است بدين شرح : 1 ) دبير دادگسترى ( - داد دبير ) . 2 ) دبير عوايد دولت شاهنشاهى ( - شهر آمار دبير ) . 3 ) دبيرخزانه ( گنج آمار دبير ) . 4 ) دبير عايدات سلطنتى ( - شهر آمار دبير ) . 5 ) دبير اصطبل شاهى ( - آخور آمار دبير ) . 6 ) دبير عايدات آتشكده‌ها ( - آتش آمار دبير ) . 7 ) دبير امور خيريه ( روانكان دبير ) . و رئيس طبقهء دبيران را كه اين‌چنين مقام و اهميتى در دستگاه دولتى داشته‌اند ، « ايران دبيرند » مىگفتند و احيانا مأموريت سياسى هم به او واگذار مىشده است . » « 2 » پس از ظهور نهضت اسلامى حدود و مقررات قديم رو به فراموشى رفت ، خلفاى صدر اسلام كمابيش برگزيدهء مردم بودند ، و در مسائل مهم با صحابه و ياران پيغمبر و عامهء مردم مشورت مىكردند . در عهد خليفهء اول و دوم حضرت امير عملا سمت وزارت داشت و در امور مهم مورد مشورت قرار مىگرفت ، چنان كه در عهد عمر ، پس از آنكه سيل غنايم به مركز خلافت روان گرديد ، عمر راجع به تقسيم غنايم با زعماى عرب به مشاوره پرداخت ، على گفت كليه غنايم را به تساوى بين مسلمانان تقسيم كنيم . ولى عثمان گفت بهتر است كه قسمتى از اين غنايم را در خزينهء بيت المال ذخيره كنيم و بالاخره به پيشنهاد يكنفر ايرانى ، عمر به تأسيس ديوان
هامش
( 1 و 2 ) . تاريخ طبرى ، تصحيح ملك الشعرا بهار ، ص 1047 و نگاه كنيد به مجلهء بررسيهاى تاريخى ، شمارهء مسلسل 26 ، ص 184 به بعد .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 273 | مرتضى راوندى