سلاجقه در اين باب از سنت آنان پيروى كردند . در اين دستگاهها ، اميران و وزرا و گاه شاعران را نيز هريك غلامان و بندگان نيكوروى متجمل بود ( رجوع شود به تاريخ بيهقى ، چاپ دكتر - غنى و دكتر فياض ، ص 46 ) و عدد غلامان سلطان از سرايى و سواران سلطانى و جز آنان ، گاه به چندهزار تن بالغ مىشد .
مركز مهم تجمع و خريد و فروش غلامان در اين دوره ، ماوراء النهر بود و عدهء غلامانى كه از ممالك مختلف مىآوردند به فراوانى غلامان ترك نمىرسيد . تمام دربارها و خانههاى رجال را در اين دوره غلامان ترك فراگرفته بود . در ماوراء النهر بر اثر آنكه همهجاى آن را تركان احاطه كرده بودند بنده به حدى فراوان بود كه علاوه بر رفع احتياج اهالى يا امرا و رجال آن نواحى ، به ساير بلاد اسلام هم نقل مىكردند ( رجوع شود به معجم البلدان ، چاپ لايپزيك ، ج 4 ، ص 401 ) از اين غلامان بسيارى به امارت رسيدند و مشاغلى از قبيل سپاهسالارى قوا و حاجبى و حكومت ولايات بزرگ يافتند ، و حتى كار بعضى از آنان به جايى رسيد كه به خلع سلاطين و حبس و قتل آنان مبادرت كردند ؛ و از آنهاست طغرل كافر نعمت كه از غلامان غزنويان بود ، و عبد الرشيد بن مسعود را از سلطنت خلع كرد ، و بسيارى از شاهزادگان غزنوى را كشت .
در دورهء سلاجقه نيز عدد غلامان سلطانى فراوان بود ، و حتى بعضى از وزيران چندان غلام داشتند كه از اجتماع آنان يك قدرت جنگى به وجود مىآمد ؛ مانند غلامان نظامى يعنى غلامان نظام الملك طوسى كه حتى پس از مرگ صاحب خويش ، قدرت خود را از دست ندادند ، و همين غلامانند كه بركيارق را هنگام فرار از اصفهان حمايت كردند و او را كه در حيات نظام الملك مورد حمايت آن وزير مقتدر بود ، به پيروى از همان سياست ، در برابر محمود بن - ملكشاه تقويت كردند ، و از اصفهان به ساوه و آوه نزد اتابك « گمشتگين جاندار » كه اتابك - بركيارق بود ، بردند تا او را به رى برد و بر تخت سلطنت نشاند .
در دورهء سلاجقه ، عصيان و طغيان غلامان و نمكنشناسى آنان نسبت به خداوندان خود ، امرى عام بود ، و بسيارى از امرا و سركشان دورهء سلجوقى كه بعد از وفات ملكشاه و نظام - الملك در ممالك آن طايفه به دعوى سلطنت برخاستند از همين غلامان يا ابناء آنان بود و از آنجملهاند : « انر » بندهء ملكشاه كه از پادشاه نيكوييها ديده بود و در فتنه ميان محمود و بركيارق دخالتها داشت و با بركيارق غدرها انديشيد . . . ماحصل كلام آنكه تغلب غلامان و غلامزادگان در عهد سلجوقيان به شديدترين مراحل رسيد ، و بسيارى از آشفتگيهاى عهد سلاجقه نتيجهء تسلط و غلبه و عصيان آنان بود .
از غلامان ترك كه در اين عهد خريدارى مىشدند ، بصورتهاى مختلف استفاده مىشد ، و دستهاى از آنان بازيچهء شهوات امراى اين عهد بودند ، و رفتار بعضى از سلاطين با اين بيچارگان بسيار وحشيانه بود . از عادات سنجر آن بود كه غلامى را از غلامان برمىگزيد و به دو عشق مىورزيد و مال و جان فداى او مىكرد ، و غبوق و صبوح با او مىپيمود و حكم و سلطنت خود را در دست او مىنهاد . ليكن چندگاهى بعد كه ديگر به كار او نمىآمد به نحوى خاص او را از بين مىبرد . از جملهء آنان يكى مملوكى به نام « سنقر » بود كه سنجر پيش از
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 565
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٥٦٥