تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 610

مساهمون:

ص٦١٠
را به پادشاهى ايران برگزيدند .

شاپور دوم

مادام كه اين كودك ( شاپور دوم ) به حد رشد و كمال نرسيده بود ، بزرگان ايران با بىنظمى و هرج‌ومرج مملكت را اداره مىكردند ، ولى شاپور پس از رسيدن به سن بلوغ به تنظيم امور داخلى و خارجى كشور پرداخت . در جنگ بر ضد كوشانيان نه‌تنها اين قوم مزاحم را شكست داد ، بلكه سرزمين آنها را ، به عنوان ايالتى جديد ، ضميمهء ايران كرد ؛ بطورى كه حاكم آن ناحيه از بين شاهزادگان ساسانى انتخاب مى - شد . در جبههء غرب نيز شاپور ، براى پاك كردن لكهء ننگ سلاطين نالايق پيشين ، به جنگ با روميان پرداخت . نخست به پيشنهاد روميان ، اقداماتى براى استقرار صلح صورت گرفت ولى نتيجه‌اى به دست نيامد . شاپور در سال 356 ميلادى سفيرى با هدايا و نامه به جانب كنستانس « 4 » قيصر روم فرستاد كه مضمون آن اين بود : . . . شاهپور ، شاه شاهان ، قرين ستارگان ، و برادر مهر و ماه برادر خود قيصر كنستانس را سلام مىرساند و خوشوقت است از اينكه امپراتور بر اثر تجربه به راه راست بازگشته . اجداد او ( شاپور ) تسلط خود را تا رود استريمون « 5 » و حدود مقدونيه بسط داده بودند و خود او كه بدون قصد خودستايى ، از حيث جلال و كثرت فضايل بر تمام اجدادش برترى دارد ، موظف است كه ارمنستان و بين - النهرين را كه به حيله و تزوير از كف او جدا و به‌در كرده‌اند ، بازستاند . ما هرگز اين عقيدهء شما را قبول نخواهيم نمود كه گستاخانه گفته‌ايد هرپيشرفتى در جنگ ، اعم از آنكه نتيجهء شجاعت و دلاورى يا معلول حيله و تزوير باشد ، شايستهء مدح و تحسين است . همچنانكه پزشكان گاهى بعضى از اعضاى بدن را مىسوزانند و قطع مىكنند تا استفاده از ساير اعضا ممكن شود ، به همان طريق نيز امپراتو بايد اراضى كوچكى را ، كه فقط موجب نفاق و خونريزى است ، تسليم نمايد تا بر بقيهء قلمرو خويش سلطنت كند . اگر سفراى ايران بدون اخذ نتيجه مراجعت كنند شاهنشاه پس از موسم استراحت زمستان با تمام نيروى لشكرى خود به امپراتور خواهد تاخت . « 6 » در جوابى كه كنستانس فاتح بر و بحر ، صاحب فروشكوه جاودانى ، به برادرش شاپور نوشت از قبول تقاضاى او صريحا امتناع كرد و پادشاه را از حرص و طمع روزافزونش ملامتها نمود . مضمون نامه ازاين‌قرار بود كه « اگر روميان گاهى دفاع را بر حمله ترجيح مىدهند از ترس و كم‌دلى نيست بلكه از راه مداراست . اگرچه روميان گاهى در جنگ پيروز نشده‌اند لكن نتيجهء قطعى از جنگ هرگز به ضرر آنان خاتمه نيافته است . » « 7 » چون از طريق دوستى اختلافات حل نشد ، ناچار بين دو كشور جنگ شروع شد . قبل‌ازاينكه نتيجهء اولين تصادمات بين قواى ايران و روم كاملا روشن شود ، مهاجمهء هياطلهء
هامش
( 4 ) .Constance( 5 ) .Strymon( 6 و 7 ) . ايران در زمان ساسانيان ، پيشين ، ص 262 و 263 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 610 | مرتضى راوندى