( برج خاموشى ) بود ، وجوه اشتراكى دارد ، اما به عقيدهء ما ، طرز تدفين شوش درجهاى است از انتقال بين عرضه داشتن در هواى آزاد و دفن . » « 76 »
بطوركلى حكومت اشكانى به كليهء اديان و مذاهب خارجى به ديدهء اغماض مى - نگريست ؛ حتى اديان خارجى را با تعديل و تغييرى مىپذيرفت . يهوديان ، اشكانيان را مانند هخامنشيان مدافع حقيقى دين خود مىدانستند ، درحالىكه به سلوكيان و روميان كه به آنها ظلموستم رواداشته بودند ، به ديدهء نفرت مىنگريستند .
در دورهء پارتيان ، مغان تنها به امور دينى سرگرم نبودند بلكه فعاليتهاى علمى و پزشكى نيز به عهدهء آنان بود . تعليم و تربيت نجيبزادگان و معالجهء آنها و تعيين سعد و نحس كواكب و نگارش سالنامه از وظايف آنان بود و از لحاظ موقعيت اجتماعى ، مغان به سه طبقه تقسيم مىشدند . بايد متذكر بود كه تحقيقات جديد نه تنها اسكندر را معدوم كنندهء اوستا نمىداند بلكه بلاش اول را نيز جمعآورى كنندهء اوستا ، كتاب مقدس زردشتيان ، نمىشناسد و به اين دو شايعه به ديدهء ترديد مىنگرد .
آثار هنرى
در عهد پارتيان ، هنر ايران كمكم صبغهء يونانى خود را از دست مىدهد و در طريقى ملى و ايرانى سير مىكند .
چون سلاطين اشكانى و اطرافيان آنها زياد به امور هنرى توجه نداشتند ، در اين دورهء طولانى ، در رشتههاى هنرى اثر بديعى برجاى نمانده است . هنرمندان اين عهد ، به اقتضاى زمان ، كمكم آثار هنر يونانى را كه محصول حكومت اسكندر و جانشينان او بود ، از خاطرها بردند و هنرى نو و ايرانى به وجود آوردند ، ولى آثار هنرى و صنعتى اين عهد ، به علت عدم توجه و بيذوقى طبقهء حاكمه ، كمابيش منحط و از نظر فنى بىارزش است . از روى ابنيه و آثارى كه از اين دوره برجاى مانده و از مجموعهء نقوش برجستهء سنگى ، مىتوان به ضعف تكنيكى هنرمندان پىبرد .
اجراى تشريفات مذهبى در برابر آتشگاه ، اعطاى منصب ، محاربهء سواران ، و شكار ، صحنههايى هستند كه مورد تقدير هنر ايرانى در اين عهد بود ، و در نواحى ، دور از سرحدهاى خاص ايران ، نيز پرتوافكن گرديد . . . اين هنر توسط ايرانيان بدوى استپهاى اوراسى « 77 » اقتباس شد و توسط آنها تا حدود چين رسيد ؛ چه در چين ابنيهء هان ثابت مىكند كه هنر چينى از تأثير هنر ايرانى بيگانه نمانده است .
هنر پارتى الهامبخش ديگران شد و به نوبهء خود ، از آنان ملهم گرديد .
وى در عوض از بدويان مذكور سليقهء جواهرسازى رنگارنگ و پرزرقوبرق را كه از آن كوشانها و سرمتها بود ، اقتباس كرد . همين نوع جواهر است كه گتها « 78 » و ژرمنها بعدها خود را بدان مزين ساختند و به ساحل اقيانوس اطلس ، آنجا كه
هامش
( 76 ) . ايران از آغاز تا اسلام ، پيشين ، ص 271 ( به اختصار ) .
( 77 ) .Eurasian( 78 ) .Goths