تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 602

مساهمون:

ص٦٠٢
ساسانيان عمل مىكردند ، يعنى هر 120 سال ، سال را به‌جاى 12 ماه 13 ماه حساب مىكردند و ماه سيزدهم را بنوبت بعد از ماهى افزوده و مثلا مىگفتند فروردين اول ، فروردين دوم يا ارديبهشت اول ارديبهشت دوم . » « 71 »

مذهب

باوجود مطالعات مداوم باستان‌شناسان ، هنوز خصوصيات مذهبى ايرانيان عهد اشكانى ، مانند بسيارى ديگر از مسائل اجتماعى و اقتصادى آن عهد ، روشن نگرديده است . ظاهرا اشكانيان در آغاز امر ، مانند كليهء اقوام بدوى ، عناصر طبيعى مانند آفتاب و ماه و ستارگان را مورد ستايش قرار مىدادند . پارتيان پس از ورود به ايران به مذهبى خاص نگرويدند . تحقيقات جديد تقريبا ثابت كرده است كه اين پارتيان ، مانند هخامنشيان ، زردشتى نبوده به احتمال قوى : « تثليث اهورمزدا ، مهر ، « 72 » ناهيد « 73 » كه درزمان هخامنشيان پرستش مىشد ، در زمان پارتيان مورد توجه عمومى و يحتمل ، دين رسمى هم بوده است . » « 74 » مدارك مثبتى كه دليل وجود اين مذهب در ارمنستان است ، به دست آمده است . بعدها از ميان اين سه رب النوع ، ناهيد اهميت بيشترى كسب كرده است . در دورهء هخامنشيان و پارتيان ، سلاطين پرستش ناهيد را تشويق كردند ؛ تيرداد در شهر ارشك مراسم تاجگذارى خود را در يك معبد ناهيد عملى نمود . در همدان ، مقر سلاطين پارت ، معبدى براى ناهيد برپا شده بود كه انتيوخوس سوم سلطان سلوكى ، آن را غارت كرد . در معبد كنگاور و در خوزستان و شوش معابدى براى ناهيد برپا كرده بودند . در استخر نيز اجداد خاندان ساسانى نگهبانى معبد ناهيد را به عهده داشتند . پرستش ناهيد بعدها در ناحيهء لوديا ( ليدى ) ، بلخ ، كاپادوكيه و ارمنستان منتشر گرديد و مهرپرستى ، توسط دزدان دريايى ، به سرزمين روم راه يافت و با ارتش روم بتدريج نيايش مهر تا نواحى رن « 75 » و دانوب و سرزمين انگلستان نيز رسيد . در ناحيهء تخت سليمان ، مركز دينى آذربايجان ، معبد ناهيد قرار داشت كه در آن عده‌اى از مغان زندگى مىكردند كه ظاهرا بعضى از اصول دين زردشت را پذيرفته بودند . قرار دادن جسد ميت در هواى آزاد ( تا طعمهء مرغان لاشخور شود ) ظاهرا در عهد هخامنشى در بعضى نقاط شمالى معمول بوده است ، ولى اين سنت مذهبى در عهد پارتيان كمتر مورد توجه بوده است . تفحصات باستان‌شناسان نشان مىدهد كه در گورستانهاى اشكانى اموات را با لوازم تدفين ، در تابوتهاى سفالين دفن مىكردند . به عقيدهء دكتر گيرشمن : « در پايان قرن اول يا در آغاز قرن دوم مسيحى ، تغييرى نسبتا مهم در عمليات تدفين سكنهء شوش پديد آمد . مقابر افراد و دخمه‌هاى خانوادگى جاى خود را به گورستان مشتركى داد . . . جسد ميت را روى نيمكتى دربرابر مدخل مىگذاشتند تا كاملا پوسيده شود . . . اين طرز جديد دفن ، بدون شك با طرز تدفين مغان شمال ايران كه مستلزم عرضه داشتن اجساد ، در هواى آزاد روى كوهها يا
هامش
( 71 ) . ايران باستان ، پيشين ، ص 2683 به بعد . ( 72 ) .Mithra( 73 ) .Anahita( 74 ) . ايران از آغاز تا اسلام ، پيشين ، ص 269 . ( 75 ) .Rhin