يك نفر ملحد را پنهان مىكردند ، به حال اين جماعت چندان تأثيرى نداشت كه حماقت عوام چه صورتى پيدا كند و به چه شكلى بروز نمايد . . . همه در نظر آنها يكسان بود و هرسه را به يك نوع ، با تنفرى باطنى و حرمتى ظاهرى مىنگريستند . « 287 »
برى « 288 » در كتاب آزادى فكر مىنويسد :
اگر ما نظر اجمالى به تاريخ دورهء عتيق بيفكنيم تقريبا مىتوانيم بگوييم كه آزادى فكر براى مردم ، بمنزلهء هوايى بود كه استنشاق مىكردند و آن را همهء مردم جزو بديهيات مىشمردند و كسى دربارهء آن فكر نمىكرد و اگر هفت يا هشتنفر متفكر در آتن به عنوان مخالفت با عقايد عمومى مجازات شدند ، در اغلب اين موارد اين مغايرت با عقايد عمومى ، بهانهاى بيش نبوده است . . . يونانيان تحصيلكرده معتقد به آزادى مذهب بودند ، زيرا آنها دوستدار عقل بودند و هيچگونه منبع قدرتى را براى رد عقل به وجود نمىآوردند . عقايد صرفا در اثر بحث ، بر مردم تحميل مىشد و كسى از مردم انتظار نداشت كه ملكوت آسمانى را تعبدى و بدون تعقل بپذيرند و يا عقل خود را در مقابل مراجع تعبدى كه خود را منزه از خطا مىشمرد ، مطيع و منقاد سازند . ولى اين آزادى نتيجهء يك سياست مدبرانه يا يك اعتقاد قطعى نبود .
بنابراين ، متزلزل و ناپايدار بود . « 289 »
هامش
( 287 ) . انحطاط و سقوط امپراطورى روم ، پيشين ، ص 32 .
( 288 ) .Bury( 289 ) . برى ، تاريخ آزادى فكر ، ترجمهء حميد نيرنورى ، ص 22 تا 30 ( به اختصار ) .