بوده است در بيرون دروازهء سعادتآباد . حافظ ابرو ، در جغرافياى تاريخى خود ، از اين ميدان ياد كرده . آنجا كه مىنويسد : « سيد عماد الدين بيست و دويم رمضان سنهء ششصد و هشتاد و سه به ميدان سعادت نزول فرمود و بارگاهى ملوكانه برافراشت . »
در مطلع سعدين نيز در حوادث سال 766 ، در ضمن شرح محاربات بين شاه شجاع و شاه محمود نوشته شده است : « شاه شجاع مظفر و منصور به ميدان سعادت نزول فرمود . » ( قسمت اول از جلد اول ، به تصحيح عبد الحسين نوايى ، انتشارات طهورى ، تهران ، 1353 ، ص 368 )
در كنار همين ميدان ، شاه شيخ ابو اسحق كاخى عظيم پى افكنده بود . ابن بطوطه كه خود آن ميدان را ديده مىنويسد كه شاه شيخ ابو اسحق تصميم گرفته بود ايوانى نظير ايوان كسرى بنا نهد و لذا فرمان داد كه مردم شيراز پايهء بنا را بكنند . مردم در اجراى اين فرمان به جنب و جوش برخاستند و هريك از طبقات مىكوشيدند كه در اين كار سهم بيشترى داشته باشند و كار رقابت به جايى رسيد كه زنبيلهاى بزرگ چرمين براى خاكبردارى درست كردند و آن سبد را با پارچههاى ابريشمى زربفت پوشانيدند . حتى از اين گذشته ، پالان و خرجينهاى دواب را به طرز مزبور مىآراستند و برخى كلنگ از نقره درست كرده بودند و در محل كار شمعهاى فراوان مىافروختند و هنگام حفارى و خاكبردارى بهترين جامههاى خود را مىپوشيدند و فوطه ( لنگ ) حرير بر كمر مىبستند و شاه شيخ ابو اسحق از جايگاه مخصوص خود عمليات مردم را تماشا مىكرد . من خود اين بنا را ديدم كه در حدود سه ذراع از زمين بالا آمده بود . بعد از آنكه كار پايهگذارى تمام شد بيگارى مردم شهر نيز پايان يافت و پس از آن كارگرانى كه كار مىكردند مزد مىگرفتند .
( سفرنامهء ابن بطوطه ، ترجمهء محمد على موحد ، بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، 1337 ، ص 202 )
اين بنا را شيخ ابو اسحق در سال 754 بنياد نهاده بود . عبيد زاكانى در اين باب گفته است :
ذال با نون و دال از هجرت * رأى خسرو بر آن گرفت قرار
كاز پى روز بار و بزم طرب * اين عمارت بنا كند معمار
همين شاعر اشارتى دارد به « ايوان » موردنظر شيخ ابو اسحق كه ظاهرا تقليدى بوده از طاق كسرى :
خدايا تا خم طاق دو رنگى * گهى رو مىنمايد گاه زنگى
خم ايوان شاه كامران را * ابو اسحق سلطان جهان را
به رفعت با فلك دمساز گردان * بد چرخ از جنابش بازگردان
( ديوان عبيد در مواضع مكرر )
شرح
( 84 ) . جامع : « روز پنجشنبه آخر جمادى الاول سنهء اربع و خمسين و سبع مايه پسر كوچك امير حاج ، امير قطب الدين . . . »
واضح است كه اربع ( به جاى سبع ) غلط است و اين قضيه در 757 اتفاق افتاده . هرچند كه صاحب روضة الصفا ، پنجشنبه اواخر جمادى الاولى سنهء ثمان و خمسين و سبع مايه