تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ آل مظفر ( فارسي ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
مسجدى كه خود در يزد در موضعى موسوم به دشتوك ساخته بود مدفون گرديد .
شرح
( 2 ) . جحافل جمع جحفل است به تقديم جيم برحا به معناى لشكر عظيم . از اين كلمه فعل هم ساخته‌اند . چنان‌كه گويند جحفل الجحافل يعنى گردآورد لشكر را . ( 3 ) . مولد امير غياث الدين حاجى در جامع التواريخ حسنى « سجاوند » آمده و در تاريخ آل مظفر حافظ ابرو و مطلع سعدين : نشتغان خواف . هم اكنون قريه‌اى به نام نشتيغان در جزو محال تربت حيدريه وجود دارد . دور نيست كه همان قريهء نشتغان باشد كه آن روز جزو خواف بوده و امروز جزو تربت حيدريه ( فرهنگ آباديهاى ايران ، مفخم پايان ، 1339 ) . ( 4 ) . جامع : « چنانچه موزه‌اى كه در پاى او راست بودى به بزرگى يافت نمىشد . قالبى نو ترتيب كردند و شمشير او به سنگ يزد سه و نيم من بوده و سلاح او در مدرسه‌اى كه ايشان بنا كرده‌اند ، در ميبد تا زمان طلوع رايات امير بزرگ صاحبقران [ تيمور ] نهاده بود . » ( 5 ) . در تاريخ حبيب السير آمده است كه از شيخ تقى الدين دادا تعبير خواب را پرسيده‌اند ( حبيب السير ، چاپ خيام ، تهران ، 1333 ، ج 3 ، ص 273 ) . در خصوص شيخ تقى الدين هم رجوع شود به تاريخ جديد يزد از احمد كاتب ( در مواضع مكرر ) . در تاريخ ايران از اين‌گونه خوابها بسيار است . ( 6 ) . اتابك يوسف شاه از سلسلهء اتابكان يزد است . اينان از سلالهء ديلميان و از نسل ابو جعفر - عضد الدين علاء الدوله محمد بن دشمن زيار رستم بن مرزبان ديلمى بودند . جد آنان يعنى علاء الدوله ، چون پسر خال ( دايى ) سيده خاتون بود . و خال را به ديلمى كاكويه مى - گفتند به علاء الدولهء كاكويه شهرت يافته بود . آغاز حكومت اينان از سال 398 است كه علاء الدوله از جانب سيده خاتون مادر مجد الدوله ابو طالب رستم آخرين پادشاه ديلمى رى به حكومت اصفهان منصوب شد . ابو على سينا كتاب دانش‌نامهء علايى را به خواهش اين امير و به نام او نوشته است . از اين خاندان است اتابك علاء الدين كه مادرش دختر براق حاجب بود . خواهر اين امير ، تركان خاتون ، در حبالهء نكاح اتابك سعد بن زنگى بود و چون سلجوق شاه به قتل آن زن فرمان داد ، اين اتابك علاء الدين بود كه دست به دامن هولاگو خان مغول زد و خون خواهر خود را مطالبه نمود و هولاگو نيز قشون مغول را بر سر سلجوق شاه فرستاد . در اين محاربات هرچند علاء الدين كشته شد ولى سلجوق شاه نيز دستگير و كشته شد و به مرگ او ديگر مردى در خاندان اتابكان فارس نماند و لاجرم حكومت به ابش خاتون دختر اتابك سعد بن ابى بكر رسيد و سالى برنيامد كه خطهء فارس كه به تدبير اتابكان سلغورى از دستبرد مغول دور مانده بود به شومى رفتار سلجوق شاه ، رسما جزو ديوان ايلخان مغول گرديد و سلسلهء اتابكان فارس برافتاد . پس از اتابك علاء الدين ، پسرش يوسف شاه به حكومت رسيد . دوران حكومت وى نزديك به سى سال طول كشيد و شايد همين طول مدت سلطنت بود كه موجب غرور و بالنتيجه باعث عصيان او در مقابل ارغون خان مغول گرديد . وى نه تنها مال مقررى ديوان را نپرداخت سهل است كه ايلچيان مغول را نيز به قتل رسانيد ( شرح ارزنده‌اى از اين تفصيل در كتاب تاريخ جديد يزد آمده است ) . اين وقايع مصادف بود با روزهاى واپسين
تاريخ آل مظفر ( فارسي ) — صفحة 138 | محمود كتبى / عبد الحسين نوائى