تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة پيشگفتار مترجم 28

مساهمون:

صپيشگفتار مترجم ٢٨
را بشارت ميدهد ، دلها بوسيله آن روشن و باز مىشود تا اينكه از بهره‌اش آنگونه نصيبى ميبرد كه از ناآرامى دور مىشود و يا اينكه وجودش از فرجام ناهنجار كارهاى زشت بلرزه در ميايد قرآن و آياتش در ميان جان و سويداى دلش عقايدى ثابت بوجود ميآورد . چه ، بسيار دشمنانى از گستاخان عرب نسبت به پيامبر دورادور بودند و همين كه براى كشتن او وقتى بحضورش ميرسيدند ، آيات قرآن را ميشنيدند طولى نميكشيد كه از فكر اوليه خود منصرف ميشدند و به اسلام ميگرويدند . دشمنىشان به دوستى و كفرشان به ايمان مبدل ميشد « 1 » ، خطابى در پايان كتابش مثالهاى متعدد تاريخى و آيات قرآنى براى اين امر ذكر مىكند و كتابش را ختم مىكند . ياقوت مينويسد - بست - با ضمه حرف ( ب ) از شهرهاى كابل است كه زادگاه خطابى است ، حاكم نيشابورى را از شاگردان او ميداند مينويسد او همچون سياح و جهانگردى در عراق و حجاز و خراسان و ماوراء النهر به كسب دانش و تعليم ميپرداخت ، ثعالبى او را با أبو عبيد قاسم بن سلّام همطراز ميداند جز اينكه خطابى شعر هم ميسروده ، رباعى زير از اوست .
ما دمت حيا فدار الناس كلهم * فانما انت فى دار المداراة
من يدر دارى و من لم يدر سوف يرى * عما قليل نديما للندامات
يعنى ، تا زنده هستى با همه مردم مدارا كن زيرا تو در خانه و دنياى مدارا و زود گذر هستى كسى كه دو جهان يعنى دنيا و آخرت را مىفهمد و آنكه نمىفهمد به زودى خواهند دانست كه چه بسيار اندك مدتى معاشر دنيا بودند . ( معجم الادباء 4 / 140 / وفيات 3 / 435 )
هامش
( 1 ) موضوع جاذبيت معنوى قرآن و آثار سازنده آن در دلها كه خطابى آن را ياد كرده است از سوى سيد هبة الدين شهرستانى برگزيده شده و اين رأى را بر - وجوه ديگر ترجيح داده است كه بعدا خواهد آمد .
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة پيشگفتار مترجم 28 | الراغب الأصفهاني / غلامرضا خسروى حسينى