ادرار ، از بيمارى خبر ميدهد . - آن را - قارورة الماء - ناميدهاند .
( ادرار بيان كننده مزاج است ) تَفْسِير : مبالغه فعل - فَسَرَ - است و نيز تَفْسِير به چيزى كه مخصوص بيان مفردات الفاظ و غرائب الفاظ است اطلاق مىشود و همچنين در آنچه را كه ويژه تأويل است و لذا مىگويند :
تَفْسِير الرؤيا و تأويلها - آيه :
وَ أَحْسَنَ تَفْسِيراً
33 ( فرقان ) در همان معنى است .
فسق
: فَسَقَ فلانٌ : از ممنوعيتها و حرمت شرع خارج شده و به آنها عمل كرد ، اين معنى مثل همان است كه .
مىگويند : فَسَقَ الرطبُ : در وقتى كه خرما از پوستش خارج شود .
فَسَقَ اعم از كفر و فراگيرتر از آن است و به كم و زياد گناهان هر دو واقع مىشود ولى بطورى كه معمول است فسق در گناهان زياد بيشتر به كار ميرود و در موارد زيادى كه كلمه فَاسِق به كار ميرود منظور كسى است كه نخست انجام دادن
هامش
پزشكى بيماران را مداوا ميكردند و - قارورة الماء - در اكثر كتابهاى پزشكى و فرهنگى تاريخى اسلام آمده است .
التفسره : اسم للبول الذى ينظر فيه الاطباء يستدلون بلونه على علة العليل و كل شىء يعرف به تفسير الشىء . تفسره - اسمى است براى ادرارى كه پزشكان به آن مىنگرند و از رنگش استدلال بر علت بيمارى مريض مىكنند و هر چيزى كه وسيله شناسايى شود تفسير آن چيز است ، تفسير يعنى كشف مقصود از لفظ مشكل ، و تأويل رد يكى از دو احتمال به چيزى است كه مطابق ظاهر باشد ( تهذيب اللغه 12 / 407 ) .