در آيه ،
وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ
تا . . .
وَ أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ
تهمتزنندگان و مفتريان را با واژه فاسقون معرفى نموده .
موش هم - فُوَيْسِقَة [ به صيغه تصغير ] ناميده شده بنا بر اعتقادى كه در او پليدى و فسق دانستهاند و نيز گفته شده وجه تسميه موش به - فويسقة - براى بيرون آمدن پى در پى از سوراخ است ، پيامبر عليه الصلاة و السّلام فرمود :
« اقتلوا الفُوَيْسِقَةَ فانّها توهى السقاء و تضرم البيت على اهله » « 1 » .
[ موش را بكشيد زيرا ظرف آب را سوراخ مىكند و اهل خانه را خشمگين و بر آنها ايجاد شر و فساد مىكند ] .
ابن اعرابى گفته : واژه فَاسِق در وصف انسان در كلام عرب شنيده نشده و فقط گفتهاند :
فَسَقَتِ الرطبةُ عن قشرها : رطب و خرماى تازه از پوستش خارج شد « 2 »
هامش
( 1 ) ابن فارس از قول فراء مىنويسد با اينكه تصغير اين واژه در حديث آمده است ابن اعرابى مىگويد : لم يسمع قط فى كلام الجاهليه فى شعر ، و لا كلام - يعنى واژه فاسق هرگز در كلام جاهلى در شعر يا نثر شنيده نشده . سخن ابن اعرابى غريب است هر چند كه در شعر جاهلى نيامده باشد ، در تواريخ هم نوشته شده كه - سد عرم - را موشهاى صحرايى با همين واژه ( فويسقه ) سوراخ كردند . ( مقائيس اللغه 4 / 502 ) .
( 2 ) « فسق » در واژه نامههاى كهن به معانى ، 1 - ترك فرمان خداى 2 - انحراف از طاعت به معصيت همانگونه كه ابليس از امر پروردگارش سرپيچى كرد در آيه :( فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ- 50 / كهف ) ، 3 - رد كردن دستور خداى ، 4 - خروج از فرمان خداى است ( تهذيب اللغه 8 / 414 ) .
گفتهاند اصل فسق خروج از چيزى به صورت فساد انگيزى است و - فسوق - كه در آيه قرآن آمده است :( لا فُسُوقَ وَ لا جِدالَ فِي الْحَجِّ- 197 / بقره ) يعنى در .