بود . در سال 1305 ق . / 1887 م . كه حسين قلى خان سعد الملك ملقب به نظام السلطنه شد ، لقب سعد الملك به او داده شد و چون نظام السلطنه در همين سال به حكومت خوزستان - بختيارى و چهارمحال اصفهان منصوب شد ، او نيز دوباره به سمت حكمران بنادر خليج فارس تعيين شده و ضمنا گمركات فارس تا اصفهان جزو ابو ابجمعى او گرديد .
( فارسنامه ناصرى ، پيشين ، ج 2 ، ص 851 ، المآثر و الآثار ، ج 2 ، ص 427 ، شرححال رجال ايران ، پيشين ، ج 3 ، صص 371 - 372 ) .
سعيد بن احمد : حاكم بندر عباس ، قشم ، هرمز ، شميل ، ميناب ، عيسين و تازيان ؛ هنگاميكه در سال 1272 ق . / 1856 م . حكومت بندر عباس از سوى دولت ايران بار ديگر صيد سعيد به امام مسقط تفويض شد ، او از مسقط به عباسى آمده ، حكومت آن بندر را به شيخ سعيد بن احمد واگذار كرد . ( منبع : تاريخ مسقط و عمان . . . ، پيشين ، ص 125 )
سعيد بن سلطان : جانشين صيد سلطان پسر 9 ساله و به روايتى 12 ساله او ، صيد سعيد بن سلطان بود كه به علت صغر سن اداره حكومت بر عهدهء دائى او صيد بدر بن سيف برقرار شد ، اما با فاش شدن توطئهاش ، صيد سعيد در قلعهء نعمان وى را با شيلك گلولهاى به قتل رساند . صيد سعيد در نخستين سالهاى حكومتش دولتى قوى ، مركب از بزرگان نواحى داخلى و سواحل عمان و مناطق ظفار و آفريقاى شرقى تشكيل داد و بندر عباس ، ميناب ، جاسك ، چابهار ، گوادر و جزاير قشم و هرمز و بلوكات شميل و تازيان را از دولت ايران اجاره كرد . او همچنين نيروى دريايى قدرتمندى براى عمان پديد آورد . وى در جريان سفرى به مسقط از مرگ پسرش خالد كه نيابت حكومت زنگبار را بر عهده داشت اطلاع يافت و از مسقط عازم زنگبار شد ، اما در بين راه گرفتار بيمارى شده و در 17 محرم 1273 ق . / 1857 م . درگذشت . دو روز بعد كشتى حامل جنازهء او به زنگبار رسيد و او را در همانجا دفن كردند . صيد سعيد از دربار قاجار لقب « خان » گرفته بود و در فرمانها و مكاتبات او را صيد سعيد خان امام عمان مىناميدند .
( منابع : تاريخ مسقط و عمان . . . ، پيشين ، ص 396 ، عمان ، پيشين ، ص 155 . )
سلطان بن صقر : سلطان بن صقر ، شيخ رأس الخيمه ، پسر صقر شيخ طايفهء قواسم شارجه بوده است . ( تاريخ مسقط و عمان . . . ، پيشين ، ص 138 ) .
سليمان ميرزا : سليمان ميرزا ، فرزند فريدون ميرزا ، فرمانفرماى فارس و برادرزادهء حسام السلطنه كه در دورههاى حكومتى حسام السلطنه در فارس ( 1282 - 1275 ق . / 1866 - 1859 م . ) ( 1285 - 1282 ق . / 1869 - 1866 م . ) عهدهدار مناصب حكومتى از قبيل :
حكومت بوشهر ، دشتى و دشتستان در سال 1276 ق / 1860 م
ضابطى كازرون در سال 1282 ق . / 1866 م .
ايالت لارستان ، بندر عباس و سبعه در سال 1285 ق . / 1869 م .
بود . ( فارسنامهء ناصرى ، پيشين ، ج 1 ، صص 827 - 833 ) .
سيف بن حمد : احمد بن سلطان ، حكومت سرزمين عمان را بين چهار فرزند خود تقسيم كرد و از جمله حكومت صحار و نيابت امارت خود را در رستاق به عزّان تفويض كرد . پس از مرگ عزّان يكى از دو پسرش به نام حمد ، حكومت صحار را در اختيار گرفت و قيس پسر ديگرش در رستاق نيابت امارت را عهدهدار شد .
سيف ، پسر حمد ، بارها از پدر خواهش كرد كه حكومت صحار را به وى واگذارد و خود به رستاق برود ، اما پدر رضايت نداده با پسر خصومت ورزيد . سرانجام كار اين خصومت بدان حد بالا گرفت كه حمد به تحريك مردى به نام سعيد بن خلفان خليلى ، شبانه پسر خود را به قتل رساند . از آنجا كه سيف محبوب قلوب اهالى صحار بود ، آنان صيد ثوينى را دعوت كردند به صحار بيايد و هنگامى كه او وارد صحار شد همهء اهالى خواهان طرد صيد حمد شدند و او نيز صيد حمد را به مسقط تبعيد كرد كه در همان سال ( 1206 ق . / 1791 م . ) در آنجا درگذشت . ( عمان ، پيشين ، صص 171 - 172 ) .
شجاع الملك ، مهر على خان : شجاع الملك ، فرزند شكر اللّه خان و برادرزادهء ميرزا آقا خان نورى ، كه با شروع صدارت او در سال 1268 ق . / 1852 م . ملقب به شجاع الملك شده و رياست قشون فارس را عهدهدار شد . شجاع الملك در جريان جنگ بين انگليس و ايران در سال 1273 ق . / 1857 م .
فرماندهء كل سپاه ايران در جنوب بود كه با وجود كثرت قشون تحت فرماندهيش در تاريخ جمادى الثانى 1273 ق . / 8 فوريه 1857 م . در قريهء خوشاب در نزديكى برازجان شكست سختى خورده و البته در مقابل اين شكست بجاى تنبيه و خلع درجه ، به درجهء امير تومانى نيز ارتقاء يافت ! با عزل و تبعيد ميرزا آقا خان در سال 1275 ق . / 1859 م .
همهء بستگان وى از جمله مهر على خان شجاع الملك امير تومان زندانى و جريمه شدند . پس از آن وى را به كلى از كار بر كنار و خانهنشين كرد و لقب شجاع الملكى او را هم در همين سال گرفتند . در سال 1277 ق . / 1861 م . حكومت كهكيلويه و بهبهان به وى واگذار شد . او در
بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي ) — صفحة 389
مساهمون: حسن حبيبى
ص٣٨٩