تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
محروسه ، مال التجاره را حمل نمايند ديگر تكليفى در اداى گمرك و غيره ندارند . به خلاف آن تجّار ايرانى در هر مملكت بايد يك تكليف در دادن وجه گمرك داشته باشد و به اين جهت مال التجارهء تجّار خارجه ارزان‌تر تمام شده و كمتر مىفروشند و مال تجّار داخله مىماند و به فروش نمىرسد و اختلال كلى در امور آنها به هم رسيده و سبب اينكه رعاياى ايران رعيتى دولت ديگر را قبول مىنمايند ، عمده‌اش همين است . استدعا داريم قرارى مقرر فرمايند كه گمرك تجّار ايرانى را هم از هر ولايت بيايد در يك جا گرفته در ساير بلاد متعرض نشوند و با گمرگ تجار خارجه در حالت تساوى باشد و اين فقره انشاء اللّه تعالى باعث زيادى رونق تجارت خواهد شد . [ حاشيهء سمت چپ ، وسط : ] به عرض خاك پاى جواهرآساى همايون شاهنشاه ظل اللّه روحنا فداه فرستاده شود . [ حاشيهء سمت راست ، پايين : ] جناب سپهسالار اعظم . در باب اينكه تجار خارجه بخواهند تجارت داخله كنند ، مقام تأمل و تفكر است . خيلى در اين باب دقت نماييد كه تجار خارجه ، تجارت داخله نكنند و الّا به تجار ايرانى ضرر كلّى وارد خواهد آمد . [ حاشيهء بالا ] ملاحظه شد .

سند شمارهء ( 271 ) مورخ : احتمالا 1292 ق . « 1 » / 1875 م . از : كارگزار بندر عباس به : وزارت امور خارجه

خدايگانا فدايت شوم . هفده باب دكان در بندر عباس مال ديوان اعلى مىباشد كه هميشه هر كس مستأجر گمرك آنجا مىشود دكاكين در تصرف او بوده است و چون چندين سال است كه گمرك بندر عباسى به اجارهء ناصر بن راشد حيدرآبادى است رفته‌رفته خيال تصاحب دكاكين از براى او به هم رسيده بود كه در تلو املاك خود اينها را هم ادعاى مالكيت نمايد . مقرب الخاقان ميرزا عبد اللّه خان ، كارگزار آنجا ، از آن تفصيل مستحضر شده تصرّف او را ممانعت كرده تا در هذه السنه ناصر راضى شد كه مال الاجارهء دكاكين معروضه به او برسد كه در جزو اجارهء گمرك باشد . مقرب الخاقان نصير الملك مدعى شدند كه من فقط گمرك را اجاره به ناصر داده‌ام و دكاكين مستثنى از عمل گمرك است و چندى است كه اين گفتگو با حكومت فارس و باليوزگرى دولت انگليس در جريانست . تا در ماه قبل در اين خصوص باليوز دولت انگليس كاغذى به فدوى نوشت كه سواد آن را با سواد جوابى كه فدوى نوشته لفا ارسال حضور نمود كه اگر در سفارت دولت انگليس اظهارى شود از تفصيل مطلع باشند . ايام جلالت مستدام باد .

سند شمارهء ( 272 ) مورخ : 1292 ق . « 2 » / 1875 م .

قبله‌گاها . عشورى كه در بندر عباسى معمول است از قرار مذكور برحسب قاعده ماخوذ نمىدارند از افراط و تفريطى كه مىرود ، تجار و قوافل شكايت دارند لامحاله از ديوان قضا نشان در اين باب قرار معينى مقرر است . آنچه از دور و نزديك و خارج و داخل مذكور است شيخ سعيد حاكم بندر عباسى در كار عشور مداخله ندارد ناصر شاه نامى مباشر است و از قرار صد و سه و نيم اسم گذاشته هر چه مقدور آيد مىگيرد جناب قبله‌گاهى قرار ديوانى عشور را مرقوم فرمايند كه قوافل و تجار را آگاهى دهد كه زياده از آن اگر چيزى بخواهند ندهند زياده زحمت و ترك ادب است . و السلام خير الكلام .

سند شمارهء ( 273 ) مورخ : 17 جمادى الثانى 1292 ق . / 1875 م . از : نامهء ناظم التجار بندر عباس و پنجاه تن از تجار به : وزارت امور خارجه

خلاصهء عريضهء ناظم التجار بندر عباسى مورخهء 17 شهر جمادى الاخر سنهء 1292 . ناصر گمركچى اوقاتى كه متصدى امر گمركخانهء اينجا بود ، نهايت بدسلوكى و خلاف حساب را نسبت به تجّار و تبعهء دولت علّيه متوقفين اينجا مىنمود و با احمد شا [ ه ] خان ، حاكم اينجا ، اتفاق نموده انواع ظلم و ستم را به تجار و كسبهء اينجا مىكردند . جان نثار محض رفاه و آسودگى تجار و خدمت دولت ابدمدّت ، گمرك را قبول كرد . به فضل اللّه تعالى هم تجّار آسوده گرديده هم دست ناصر كه خود را تبعهء خارجه تصور نموده همه نوع خيانت را به دولت علّيه مىنمود ، كوتاه شد . ليكن ظلم و بىحساب احمد شاه خان حاكم به همانطور برقرار است . علاوه بر تعدّى و ظلم از هر قسم بىاحترامى از چوب و فحش و هرزگى نسبت به تجار محترم فقير رعيتى پيشه‌كاسب مىنمايد . عريضهء تجار اينك از حضور مبارك خواهد گذشت . از آنجا كه جميع اوقات حضرت اشرف مصروف رفع ظلم و تعدّى و بسط معدلت
هامش
( 1 ) . براساس اسناد ديگر تعيين شد . ( 2 ) . براساس اسناد ديگر تعيين شد .