] اظهار نمود . همان اوقات مشروحا به لندن نوشتم هروقت جواب برسد به عرض حضور مهر ظهور همايون خواهم رساند . ولى در باب بندر عباسى از قرار اطلاعاتى كه از كرنل بيلى باليوز بوشهر به من رسيده ، فرمانفرماى هندوستان هم نوشته اگر اولياى دولت ايران قرار مجدّدى با امام مسقط ندهند او آسوده نخواهد نشست . در بنادر و جزاير اين دولت فتنه خواهد كرد ، كشتى و استعداد بحرى هم دارد . متعرض مال تجّار خواهد شد . اعتقاد فرمانفرماى هندوستان و باليوز بوشهر اين است كه حالا براى دولت ايران زحمت زياد دارد و مشكل است كه سدّ راه فتنه او را بنمايد . من هم كه وزير مختار دولت انگليسم شريك اعتقاد آنها هستم . امام مسقط آدمى از طرف خود به بوشهر فرستاده است كه در خصوص بندر عباسى قرار مجدّدى با كاركنان نواب حسام السلطنه بدهد . از قرارى كه باليوز بوشهر تلغراف كرده است آن آدم مأيوس از اين شده است كه قرارى داده خواهد شد و با حالت يأس مىخواهد مراجعت نمايد . اگر اين طور برگردد كار امنّيت دريا و جزاير و بنادر به هم خواهد خورد . من در جواب باليوز تلغراف كردم كه طورى بكند كه آن آدم امام مسقط قدرى هم در بوشهر توقف نمايد تا من اين فقره را به اطلاع اولياى دولت علّيه برسانم . اعتقاد فرمانفرماى هندوستان و باليوز بوشهر و خود را در پيش آمدن مشغله براى دولت علّيهء ايران اظهار نمايم ، بعد هرطور كه رأى اولياى دولت ايران در ماندن و مراجعت آدم امام مسقط علاقه گرفت در ثانى تلغراف خواهم كرد .
اين است كه به اطلاع شما رساندم . چاكر فدوى از اينكه از جانب سنى الجوانب همايون اجازه نداشت به هيچ وجه از لا و نعم جوابى نگفت و جواب را منوط به عرض خاكپاى مبارك و فرمايش علّيهء همايون كرد . اطراف و نكات اين كار جميعا بر رأى جهانآراى اقدس واضح است . هر طورى رأى مبارك اقتضا فرمايد ، مقرر خواهند فرمود كه به وزير مختار جواب گفته شود . چون مقرر گرديده آنچه به نظر چاكر فدوى در اين فقره مىآمد به عرض حضور برساند ، جسارت شد . وزير مختار منتظر جواب است .
فقرهء ديگر كه پيغام كرده بود ، اين است : چندى قبل در خصوص ابتياع خانه در بوشهر براى دو نفر از صاحبمنصبان باليوزخانهء انگليس شفاها و پيغاما اظهار كرده بود . هم مراسلهء رسمى نوشت و استناد به مدلول فصل پنجم عهدنامهء تجارتى تركمان چاى نمود . عبارت عهدنامه اين است كه به عرض خاكپاى اقدس مىرسد . چون موافق عاداتى كه در ايران موجود است براى اهالى بيگانه مشكل است كه خانه و انبار و مكان مخصوص براى وضع امتعهء خود پيدا نمايند . لهذا به تبعهء روس در ايران اذن داده مىشود كه خانه براى سكنا و انبار و مكان براى وضع امتعهء تجارت هم اجاره نمايند و هم به ملكيّت تحصيل نمايند . چاكر فدوى اين فقره را اينطور تأويل كرده در اين مدت به وزير مختار جواب گفت كه اگر به اجاره ممكن نشود ، آن وقت مىتوانند به ملكيت تحصيل نمايند .
وزير مختار اين مطلب را به اولياى دولت خود رجوع كرده بود . آنها هم به فقرهء عهدنامه دقت نموده جواب نوشتهاند هيچ شرط و قيدى ندارد ، اذن صريح است براى ابتياع خانه . باز چاكر فدوى در جواب مراسلهء رسمى او همان جواب را نوشت . وزير مختار تفصيلى در اين خصوص به طامسن صاحب نوشته است كه سوادى از آن به چاكر داد ، لفا از عرض خاكپاى همايون خواهد گذشت . در اين مدت اين طور جوابى كه به وزير مختار انگليس و سايرين داده شده اين فقره در پرده بود لكن از اين نوشته وزير مختار چنان معلوم مىشود كه اگر باز همانطورها جواب گفته شود ، در اين باب ايستادگى خواهد كرد كه مدلول عهدنامه اذن صريح است به ابتياع خانه و بىحق هم نيست . آن وقت اين امر كه در اين مدتها در پرده بوده است ، بىپرده خواهد شد . تبعهء همهء دول حق به هم مىرسانند كه بدون اذن ، خانه در ايران ابتياع نمايند . به نظر قاصر چاكر فدوى چنان مىآيد كه در پرده اين خواهش وزير مختار به عمل آيد بىمنت هم نشده باشد .
در ضمن هم قرار داده شود بعد از اين تا به اجاره ممكن است خيال ابتياع نداشته باشند . طورى بشود كه سايرين به اين صرافت كه اين فقرهء عهدنامه اذن صريح است به ابتياع خانه نيفتند [ ] به اقتضاى رأى جهانآراى همايون است كه هرطور مقرر فرمايند ، رفتار شود .
زياده جسارت نرفت .
[ حاشيهء سند ]
اولا در هر دو اين فقره با مستوفى الممالك حرف بزن . يعنى مستوفى الممالك را ببين [ ] حرف بزنيد . هرطور مصلحت شد ، به عرض رسانيد . ثانيا آنچه در باب بندر عباسى به نظر مىآيد اين است كه حفظ بندر و تدبير اين امور و نظم اين كار با حسام السلطنه است .
شما خود با امين الدوله برويد به تلغرافخانه ، حسام السلطنه را از جانب ما احضار بكنيد ، فقرات اظهاريهء وزير انگليس را به او حالى بكنيد و جوابى كه بايد به انگليس داد و خيال آخر حسام السلطنه را در اين فقره [ ] بفهميد و به عرض برسانيد . اگر قبول نمود بندر عباسى و شميل و ميناب و سواحل را به طور خوب حسام السلطنه نگاه بدارد ، گور پدر جزاير وسط دريا .
فقرهء خانه را هم درست ملاحظه كردهايد ، در پرده باشد بهتر است . [ ] كسر شأن مىدانم براى دولت و نوكرى و زحمت حسام السلطنه كه از عهدهء امام مسقط [ ] برنيايد در سواحل و خشكى .
همين را هم [ ] به حسام السلطنه تلغراف بكن .
بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي ) — صفحة 292
مساهمون: حسن حبيبى
ص٢٩٢