سند شمارهء ( 184 ) مورخ : 23 صفر 1285 ق . / 1868 م . از : كارپرداز ايران مقيم بمبئى به : وزارت امور خارجه
هو
در اخبار نوشته بودند كه اگرچه مسقط و خليج فارس نسبت به سنهء ماضيه در حالت امنيت است ، ولى كما ينبغى از بعضى مخاطرات محفوظ نمىباشد . شيخ مسنع كه از رؤساى برّ عمان است به امام مسقط ياغى شده ، ترك باجگذارى را نموده بلكه مدّعى شد كه آنچه پول باج تا به حال داده ، طلبكار است [ و ] بايد از مسقط بگيرد . امام چون ديد كه اين كار با رسل و رسايل فيصلهپذير نخواهد شد از طايفهء وهابى اطراف برّ عمان استمداد [ كرده است . ] آنها هم به طمع اخذ و عمل خود به دور او جمع و مستعد دعوا با شيخ مسنع شدند .
كرنيل بيلى از ماجرا مطّلع شده بىخبر به مسقط رفته از آنجا تا به اردوى امام شتافته و به قسمى بند و بست مصالحه بين فئتين نمود و اين معنى به طبع حضرات وهابى كه به خيال تاخت و تاز به دور امام جمع شده بودند ، گران آمده ، دور اردوى امام را چون حلقهء انگشتر احاطه نمودند كه ما به جهت سان دادن از اطراف عمان نيامده بوديم كه حال دست خالى برگرديم . امام كه اين فضيحت را مىبيند ملجأ شده چند هزار ريال از كرنيل بيلى قرض مىگيرد كه دم معاونان زحمترسان را بسته بعد از ورود به مسقط كارسازى نمايد .
و ديگر از مسقط و عباسى نوشته بودند كه حاجى احمد كبابى مينابى ، پيشكار امام مسقط ، اسباب عيالش را گرو گذاشته پول گرفته به ابوشهر پيش كرنيل بيلى رفته كه به توسط او با كارگزاران فارس مكالمه و مكاتبه نموده قرارى بدهد كه بندر عباسى را به صيد سالم بدهند و نيز از ابوشهر نوشته بودند كه كرنيل بيلى حاجى احمد را به جهت مهمّى به بحرين فرستاده . على اىّ حال اگر امام مسقط را صدمهء اعراب برّ عمان و بىپولى مانع نبود به جهت بندر عباس آنچه از دستش برمىآمد اغتشاش و هرزگى كرده بود . كنون هم تا مدتى بايد ساخلو درست و مستعدى در بندر باشد كه امام به وقت فرصت به خيال دستبردى هست . اگر استعداد عباسى به نحوى باشد كه نوشته بودند يعنى هيچ كس نباشد و غفلتا اعراب به آنجا هجوم آرند ، اهالى بندر هم كه اكثر فدوى هستند با آنها متفّق شوند خداى ناخواسته بدنامى به جهت دولت حاصل مىشود كه تدارك آن در كمال اشكال و صعوبت خواهد بود و اگر صلاح باشد يقين است كه به حكمران فارس اطلاع خواهند داد كه دخالت كرنيل بيلى را به هيچ عنوانى در عمل بندر قبول ننمايند كه اگر يك دفعه خدا نكرده عمل بند و بست آنجا به توسط او بشود بعد از اين دخالت در عمل بندر عباسى و غيره را از جمله حقوق ثابتهء خود مىداند كه چارهپذير نخواهد شد و كار بنادر به كلى از دست مىرود .
مورخهء بيست [ و ] سيم شهر صفر المظفر 1285 .
سند شمارهء ( 185 ) مورخ : 1285 « 1 » ق . / 1869 - 1868 م .
فهرست عرض وزارت امور خارجه
وزير مختار انگليس اين دفعهء آخر ميرزاجان ، منشى سفارت را مخصوصا از قلهك نزد چاكر فدوى به شهر فرستاده ، تلگرافى از كرنل بيلى باليوز بوشهر به اين مضمون از انگليسى ترجمه نمود .
( كه فرستادهء امام مسقط مدتى در بوشهر مانده ، جواب صريحى به او داده نشده . حال اين كاغذ را به اين مضمون نوشته و جواب مىخواهد ،
كه اگر مىدانيد كه كار در شيراز مىگذرد من به اتفاق شما برويم نزد حسام السلطنه . اگر مىدانيد منظور دفع الوقت است ، من هيچ تكليف براى خود نمىبينم مگر مراجعت به مسقط . توقف من در بوشهر به سى و دو روز كشيد و قرارى در باب امور بندر عباس به هيچ وجه نشد . دو روز ديگر جهاز آتشى كه حامل كاغذهاى چاپار است ، روانه است . من لابد هستم به امام مسقط بنويسم كه كشتىهاى جنگى خود را حاضر نمايد براى جزاير و بنادر ، ولى دست به جنگ نزند تا وقتى كه من مراجعت كنم يا با قرار عمل بندر يا بدون آن ، شما مىدانيد ، حالا وقتى است كه عساكر در دور امام مسقط هستند . تأخير در عمل سبب پريشانى ماست . شما وكيل هستيد . از جانب سيد سالم . )
سند شمارهء ( 186 ) مورخ : 1285 ق . / 1869 - 1868 م .
هو
فهرست عرض وزارت امور خارجه
وزير مختار انگليس ، طامسن صاحب را نزد چاكر فدوى فرستاده دو فقره پيغام كرده بود . يك فقره اين بود : در باب ابتياع كشتى [ ] خود شما فرمايش علّيه همايون را شفاها ابلاغ كرديد .
بعد هم امين الدوله در آن خصوص از جانب سنى الجوانب همايون اظهار كرد . معتمد الملك هم در اين باب از فرمايش اقدس اعلى [
هامش
( 1 ) . با توجه به اسناد ديگر تعيين شد .