تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦

سند شمارهء ( 177 ) مورخ : 12 ذيحجهء 1284 ق . / 1868 م . از : كارپرداز ايران مقيم بمبئى به : وزارت امور خارجه

خدايگانا ! اعراب بدوى [ ] برّ عمان بعد از يأس از صيد تركى كه كيفّيت آن در عريضجات قبل مكرّر عرض شده به صيد محمد بن سالم ، بنى عمّ امام مسقط ، بيعت كردند به اين شرط كه بعد از تلف نمودن امام مسقط ، اگر صيد تركى امامت را قبول نكند ، محمد بن سالم در مسند امامت مسقط جلوس نموده به سيرت صيد سعيد خان با مردم رفتار نمايد و امام مسقط بعد از اطلاع از بند و بست اعراب ، حاجى مينابى مشهور به كبابى را با پول زياد به جهت استمالت اعراب فرستاد . بعد از مكالمات زياد اعراب به شرطى راضى به مصالحه شدند كه امام به طريقهء صيد سعيد خان ، جدش ، با مردم رفتار نمايد . در حالتى كه حاجى احمد مشغول بند و بست با اعراب و آوردن آنها به مسقط بوده ، مفسدى به امام نوشت كه حاجى احمد به اعراب قرار داده بعد از ورود مسقط تو را بگيرد . امام هم واهمه نموده به حاجى احمد مىنويسد كه رؤساى اعراب را همراه بياور فقط . بدويها هم جواب مىدهند از رؤساى خود مفارقت ننموده ، همراه خواهيم بود . حضرات در اين گفتگو بوده‌اند كه خبر ورود نواب مستطاب حكمران فارس به بندر مىرسد و كرنيل بيلى هم وارد مسقط مىشود . حاجى احمد گفتگوى با اعراب را به كنار گذاشته ، حسب الحكم به بندر مىرود و كرنيل بيلى به خيال اصلاح ذات بين ، طالب ملاقات صيد محمد بن سالم مىشود و او هم جواب مىدهد كه مرا با بيلى كارى نيست و اگر او را كارى هست ، بيايد پيش من ! و اين جواب به خاطر بيلى گران آمده ، امام مسقط را تحريك به دعوا كرده خود به ابوشهر معاودت مىنمايد . امام هم جمعيتى نموده به عزم جنگ اعراب به بركه مىرود و اعراب بعد از مشاهدهء اين اوضاع با جمع كثيرى از محل خود حركت نموده بىآنكه اعتنايى به امام و لشكرش نمايند ، روى به مسقط مىآورند و اهالى مسقط از استماع خبر مزبور متوحش شده بعضى متفرق مىشوند و جمعى در خيال حركت بوده‌اند كه امام از راه التجا مجددا با اعراب طرح دوستى و مودت انداخته و به ملايمت آنها را از دخول به مسقط مانع شده و به اهالى مسقط نوشته است كه مطمئن باشيد كه بند و بست با اعراب شد و پول مصالحه جمع كنيد كه به آنها داده شود تا معاودت نمايند . از اين خبر مردم اندكى آسوده و آرام شده‌اند . تا بعد چه شود و اين احوال را شخص بسيار معتبرى از مسقط نوشته بود . 12 شهر ذيحجة الحرام 1284 .

سند شمارهء ( 178 ) مورخ : 12 ذيحجهء 1284 ق . / 1868 م . از : احتمالا « كارپرداز ايران مقيم بمبئى » به : وزارت امور خارجه

خدايگانا . از قرارى كه از بندر عباسى نوشته بودند ابتدا مهديقلى ميرزا ، حاكم لار ، با دو نفر سوار وارد بندر عباسى شده به نحوى كه تا وارد خانهء حكومتى نشدند ، احدى ايشان را نشناخته . گويا به خيال خود به تمهيدى بندر را متصرف شده‌اند و حال آنكه اگر به طورهاى ديگر هم مىآمدند ، كسى در بندر نبود كه نفسى بكشد . بالجمله بعد نواب حكمران فارس با لشكر گرمسيرى و غيره وارد بندر شده تفنگچى ساخلوى به جزيرهء هرمز و جاهاى ديگر فرستاده و دخل و تصرف در عمل گمرك و ساير جاها كرده‌اند و جميع خوانين و شيوخ گرمسير و بنادر در اردوى نواب مستطاب و الا هستند و حاجى احمد مينابى مشهور به كبابى - رعيت انگليس - هم از مسقط به حكم نواب و الا وارد بندر شده ، پيش‌كش گذرانيده و كمال احترام دربارهء او مرعى و منظور داشته ، دو و سه خلعت متدرجا به او داده‌اند و شش هزار و پانصد تومان تتمهء وجه اجارهء توشقان ئيل را هم بازيافت نموده‌اند و اراده دارند كه بندر عباسى را تفويض به حاجى احمد نمايند به شروط چند . اولا ماليات قديم كه بيست هزار تومان بود ، سى هزار تومان بدهد ؛ به اشدّ رضا قبول كرده زيرا كه زياده از دو مقابل پيدا مىكند . ثانيا عيال خود را آورده در بندر توقف نمايد ؛ هم مضايقه نكرده . ثالثا مكاتبه به اسم صيد سالم نباشد ، به اسم خود حاجى احمد باشد . در اين باب تأملى داشته است و على العجاله به اسم بردن عيال ، به مسقط معاودت نموده تا بعد چه شود و نواب و الا نيز تا نيمهء محرم الحرام خيال توقف در بندر داشته‌اند . مورخهء 12 شهر ذيحجة الحرام سنهء 1284 .

سند شمارهء ( 179 ) مورخ : 28 ذيحجهء 1284 ق . / 1868 م . از : كارگزار خارجهء فارس به : وزارت امور خارجه

از قرارى كه مقرب الخاقان مشير الملك به اين بنده نوشته بودند در هنگام شرفيابى عاليجاه شيخ خليفه ، ضابط بندر لنگه ، به حضور نواب اشرف و الا حسام السلطنه و وصول عريضهء اين بنده در باب اجراى مأموريت عاليجاه ميرزا آقا ، امين تذكرهء بندر لنگه ، و تقويت عمل تذكره
بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي ) — صفحة 286 | حسن حبيبى / محمد باقر وثوقى