تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
فرمايشات مؤكد به عاليجاه شيخ خليفه فرموده مقرر داشته‌اند ماهى پنج تومان كه سالى شصت تومان باشد از منافع ضابطى آن بندر به عاليجاه ميرزا آقا بدهد كه مدد خرجى براى او باشد ولى اين قدر شده است كه بهتر از هيچ است . خرج آن بنادر را اين جزئيات كفايت نخواهد نمود . محض آگاهى بندگان خدايگان جسارت به عرض نمود كه اطلاع حاصل فرمايند . زياده جسارت ننمود . فى 28 شهر ذيحجة الحرام سنهء 1284 عرض شده است . [ امضا ] [ حاشيهء سمت راست ] اگر ميرزا آقا هم مثل مأمورين گذشته خود را در لنگه ضايع نكند ، خوب است .

سند شمارهء ( 180 ) مورخ : « 1 » 1284 ق . / 1868 - 1867 م . از : محمد رحيم به : وزارت امور خارجه

هو قبله و اميدگاها ، مرحمت گسترا دام اجلاله العالى . معروض رأى عالى مىدارد كه از روز ورود به بندر عباس الى حال سه عريضه عرض و ارسال خدمت عالى شده و از امورات اين ولا اطلاعا عرض شده ، خطى به كمندور انگريز كه در باسعيدو بوده نوشته بودم كه سواد آن را ارسال خدمت شده ، جواب از آن رسيد كه چون مطالب را از باليوز ابوشهر بايست استفسار نموده جواب بنويسم خط را روانهء ابوشهر نموده عنقريب جواب مىرسد و ارسال خواهد شد . بعد از رسيدن جواب ، عرض خواهد شد . در اين وقت چون كه مطلب ضرورى بود ، به عرض عالى مىرسانم . الحمد اللّه و المنه كه بندر حسابى ايران كه بندر عباس بوده به تصرف درآمده ، حال دو چيز ضرور دارد . اولا حاكم درستى كه اطلاع از امورات هر جا داشته باشد از دريا و خشكى و معرفت مردمان از هر جهت و متوجه بودن و در پى آبادى ولايت بودن ، زيرا كه محل بسيار خوبى است و سرحد هر جا و مكرر عرض شده كه اگر كسى به درستى متوجه اين محل بشود ، هندوستان درستى مىشود و نيل و شكر هر دو ارزان مىشود كه ديگر احتياج به هندوستان ندارند و مرحلهء ديگر اين است كه چون درياى عمان منتهاى به بندر عباس است يعنى از بندر عباس ديگر درياى فارس محسوب است و در مقابل بندر عباس دريا تنگ مىشود و دو جزيره در وسط واقع شده كه يكى جزيرهء قشم است و در مقابل آن جزيرهء مسمى لارك كه اين دو جزيره در وسط واقع شده و از ميانهء اين دو جزيره عبور كل جهازات و كشتيها كه از سمت هندوستان و درياى عمان مىآيند بايست بشود كه به درياى فارس داخل شوند و غير از آن راهى نيست و در ميانهء اين دو جزيره فاصله به قدر نصف فرسخ مىباشد كه هرگاه دو طرف اين دو جزيره برجى باشد و توپ در آن گذارده و قراول معين باشد ، احدى بدون اجازه نمىتواند داخل درياى فارس بشود و از طرف ديگر جزيرهء هرمز است كه مقابل بندر عباس است و آن هم يك طرف آن مقابل جزيرهء قشم مثل طرف جزيرهء لارك فاصله دارد . اين جزاير كه در تصرف درآيد انشاء اللّه تعالى كه هر كدام را برج و قراول بگذارند ، درياى فارس كلا در تصرف است و احدى نمىتواند از حكم سر بپيچد و جزيرهء بحرين و غيره كلا از همين محل كشتيهاى متعلق آنها را كه ضبط بشود ، جزيره در تصرف خواهد آمد و اين امورات از جهت دولت پنج الى چهار جهاز لازم دارند كه آن هم عرض شده كه اگر اين خدمت را رجوع بفرمايند الى شش ماه انشاء اللّه تعالى سه الى چهار جهاز را تسليم مىشود و از جهت تصرف نمودن جزيرهء قشم جهاز خودم موجود است كه اين چند روزه انشاء اللّه وارد خواهد شد و قيمت جهازات كه عرض شده از جهت دولت در مقابل ماليات سه سالهء بندر عباس خود قبول دارم كه كارسازى بشود . اين است دو مطلب ضرور . اولا كه بندر عباس در تصرف بود ، حضرات انگليس مال خود مىدانسته حال از اين اوضاع در فكر مىافتند قبل از مكر و حيلهء آنها بايست كار دست بشود كه نتوانند مكر و حيله برپا نمايند . از اين معنى غافل نبايست بود و عريضهء ديگر به حضور خداوندگارى جناب صدر اعظم عرض شده ، آن قبله‌گاه اين مطالب را به عرض اوشان برسانند . نقشه هم فى الجمله من باب تفهيم كشيده در جوف است . زياده جسارت نمىشود . من اقل الحاج محمد رحيم .

سند شمارهء ( 181 ) مورخ : « 2 » 1285 ق . / 1869 - 1868 م . از : مأمور دولت ايران مقيم مسقط به : وزير امور خارجه

قربانت شوم . تصدقت گردم . پريشب جان‌نثار در باب دستور العمل خود اجمالا عرضى كرد . سركار و الا روحى فداه نيز به نحو اختصار فرمايشى فرمودند كه خلّص آن اين بود كه ما آدم به بندر عباسى روانه كرده‌ايم كه تحقيق باطن امر را نموده اطلاع بدهد . پس از وصول خبر آنها دستور العمل تو را بر حسب مقتضاى حال تعيين نموده ، روانه خواهيم كرد . عرض جان‌نثار اين است كه اگر سركار و الا همان تحقيق امر و تحصيل اطلاع را كه به ديگرى از چاكران و هم قطاران رجوع مىفرمايند به خود فدوى رجوع بفرمايند ، مشكل بهتر از عهده برنيايد هنوز ميرزا عبد اللّه تذكره‌چى در بندر بوشهر است . چه وقت خواهد رفت و كى تحصيل اطلاعات
هامش
( 1 ) . براساس فارسنامهء ناصرى ، ج 1 ، پيشين ، ص 830 . ( 2 ) . براساس فارسنامهء ناصرى ، ج 1 ، پيشين ، ص 833 .