سند شمارهء ( 173 ) مورخ : 21 ذيقعدهء 1284 / 1868 م . از : كارپرداز ايران در بمبئى به : وزارت امور خارجه
خدايگانا !
از قرارى كه خبر رسيده امام مسقط با اهالى عمان مصالحه نموده به مسقط معاودت كرده و حاجى احمد نيز از سور و جعلان به مسقط برگشته كرنيل بيلى كه در عريضهء قبل رفتن او را به [ ] چه بود به مسقط عرض نموده است ، هنوز در آنجا است . تلغراف هم چند روز است از گوادر به مسندم معيوب شده و جهاز آتشى در گوادر معين است كه هر تلغرافى كه به آنجا بشود به مسندم برساند . از بندر عباسى نوشته بودند كه مهديقلى ميرزا ، حكمران لار ، وارد بندر عباسى شده در خانهء حكومتى منزل نموده اهالى آنجا و قشم و غيره را مطمئن ساخته كه متفرق و پريشان نشوند و قرار بوده كه در عشر اول شهر حال نواب مستطاب حسام السلطنه ، حكمران فارس ، به آنجا وارد شوند و هنوز خبر محققى نرسيده كه امام بعد از استماع خبر ورود نواب حسام السلطنه به بندر به چه نحو سلوك شيخ سعيد را فرستاده يا اينكه نگاه داشته است .
مورخهء بيست و يكم شهر ذيقعدة الحرام 1284 .
سند شمارهء ( 174 ) مورخ : سلخ ذيقعدهء 1284 ق . / 1868 م . از : ناصر الدين شاه به : حسام السلطنه
[ نقش مهر ناصر الدين شاه ] الملك للّه . السلطان ابن السلطان ناصر الدين شاه قاجار
هو
عمّ اكرم افخم فرخنده شيم كامكار خجسته اختر مؤيد منصور نامدار حسام السلطنه ، حكمران مملكت فارس به مراحم و الطاف خاطر خطير پادشاهى معزّز و مباهى بوده بداند ، كاغذهاى آن عمّ اكرم كامكار كه به قديمى فدوى دولتخواه امين الدولة العلّية نگاشته و از بندر عباسى ارسال داشته بود از لحاظ انور همايون گذشت و از تفصيلاتى كه در باب بنادر عباسى و شميل و هرمز و ميناب و جزاير قشم و خمير و غيره ضمنا اظهار كرده بود ، خاطر مهر مظاهر ملوكانه قرين اطلاع و آگاهى گشت .
درين وقت كه حسب الامر چاپار مخصوص از دربار گيتىمدار همايون مأمور و روانه بود اين ملفوفهء فرمان همايون را به افتخار آن عمّ نامدار ، صادر و ارسال فرمود .
امر و مقرر مىداريم كه اولا پس از تصرف كردن اين بنادر و جزاير ، واضح و بيّن است كه من بعد تخليهء آنها به هيچ وجه مناسب شأن دولت نخواهد بود . آن عمّ اكرم مطمئن و آسوده باشد كه ابدا درين باب تغييرى در خيال مبارك پيدا نخواهد شد . البته با قلب قوى و اطمينان خاطر مشغول نظم و نسق آنجاها بوده از روى كمال كفايت و دولتخواهى و بصيرت و آگاهى ، اسباب انتظام و استحكام بنادر و جزاير متصرفى خود را مهّيا و آماده كند و به هر جا كه لازم مىداند ساخلو و مستحفظ بگذارد و لازمهء حزم و نگاهدارى و نظم و محكمكارى را به عمل آورد كه انشاء اللّه تعالى بعد از مراجعت آن عمّ مكرّم كارهاى آن صفحات من جميع الجهات منتظم و مستحكم بوده و منقصتى در جزئى و كلى امور آنجاها حاصل نشود و همچنين رئيسى كه در آنجا مشخص و معين مىكند البته ملاحظه و دقت خواهد كرد كه آدم پادار و خوشرفتار و بىغرض و كمطمع و درستكارى باشد كه رعايا و ساكنين آنجاها را آسوده و اميدوار ساخته به خوبى راه ببرد و مردم وحشىصفتى كه دارد به ملايمت و حسن سلوك رام و منقاد و مطيع و آرام بكند كه بحول اللّه و قوّته روز به روز اسباب آبادى ولايت و آسودگى و فراغت رعيت آن صفحه در تزايد و تضاعف باشد .
اينكه نظم و حفظ جزاير آنجاها را منحصر به داشتن كشتى نموده و شرحى از محسنات اين كار به عرض اقدس رسانيده بود بسيار صحيح و درست عرض كرده بود . موافق استدعا و صوابديد آن عمّ اكرم مخصوصا مأمورى روانهء فرنگستان شد كه على الحساب يك فروند جهاز جنگى شراعى ابتياع نموده به زودى روانهء بحر عمان نمايد . ظاهرا زياده از شش هفت ماه طول نكشد كه انشاء اللّه جهاز مزبور وارد بندر ابوشهر گردد و به مجرد ورود اين جهاز به بنادر فارس بعون اللّه تعالى بلافاصله شروع به ابتياع كشتى دودى هم خواهد شد . آن عمّ مكرّم منتهاى اطمينان را از اين فقرات داشته باشد ليكن از حالا تا جهاز جنگى برسد براى حفظ بنادر و جزاير متصرّفى ، آن عمّ اكرم مأذون و مرخص است كه هر قدر بغله و جهاز و غيره به جهت حمل آذوقه و تفنگچى لازم بوده باشد اجاره و كرايه كند كه عسرت و پريشانى از براى ساخلو و مأمورين حاصل نشود و زياد اين ملاحظه را بكند كه مبادا كشتيهاى آن طرف كه حامل آذوقه و تفنگچى و غيره خواهند بود به دست كشتيهاى امام مسقط بيفتند و خداى نخواسته وهن و خفتى روى بدهد . اذن و اجازه در باب اجارهء كشتى دارد در حالتى كه كشتيهاى دولتى از اينگونه دستاندازى و تطاول خارجى مصون و محفوظ باشد و نيز در باب منافع آنجاها چنان كه خود هم عرض كرده بود ، دقت و مراقبت كامل خواهد نمود كه با اين مخارج ، منفعت درستى به دولت عايد شود .
در باب بندر لنگه هم موافق تعهدى كه كرده است البته قلعهء مضبوط و محكمى در آنجا ساخته آنجا را هم از ساخلوى دولتى خالى نبايد گذاشت .