خاصّه بعد از تصرف بندر عباسى كه تصرف و تسلط بر بندر لنگه از جمله ملزومات و شقوقات انضباط اين كار خواهد بود و چنان كه اطلاع دارد چون انگليسها هم از رئيس بندر لنگه راضى نيستند و دلخورى دارند ، گويا انتظام و حفظ آنجا باعث خشنودى آنها نيز گرديده ديگر در مقام بعضى كارشكنيها برنيايند و محرك امام مسقط نشوند . باقى تفصيلات را حسب الامر قدر قدر امين الدولة العلّية نوشته و آن عمّ مكرّم را اطلاع داده مطّلع و حالى خواهد شد . يقين است در هر باب كمال مراقبت و اهتمام را خواهد نمود حقايق حالات و مطالب و مستدعيات را همه اوقات معروض دارد . حرر فى سلخ شهر ذيقعدة الحرام سنهء 1284 .
[ بالاى سند ، به خط ناصر الدين شاه : ] البته از همين قرار رفتار كند و انشاء اللّه امور آن صفحات جزاير و بنادر را هر قدر بتواند منظم نمايد .
[ حاشيهء سند ، سمت چپ ] صحيح است .
سند شمارهء ( 175 ) مورخ : ذيحجهء 1284 ق . / 1868 م . از : وزارت امور خارجه به : وزير مختار و فرستاده ويژه دولت انگليس - چارلز اليسون
به سفارت انگليس نوشته مىشود .
در جواب مراسلهء آن جناب مورخهء دويم شهر ذيقعدهء سنهء 1283 كه جوابا براى اطمينان مطلوب مربوط به فرار شيخ لنگه و متابعان او قلمى داشته بودند زحمت اظهار مىدهد كه مقصود از اطمينان مزبور همين بود كه مزيد آزادى تجارت تبعهء انگليس در بندر مزبور بر وفق معاهده تا هر درجه كه اقتضاى تنبيه و تشدد حكومت را در حق شيخ مزبور و تنظيم امور بندر مذكور نمايد بىهيچ ترديد و تعويقى به عمل آيد .
اكنون كه آن جناب احكام صادره به عهدهء حكومت فارس را در اين باب كافى و مستغنى از حصول اطمينان مزبور داشتهاند ، البته همانقدرها اهتمامات مقتضيه در اين باب از طرف حكومت به عمل خواهد آمد .
زياده چه زحمت دهد . مورخهء شهر ذيحجة الحرام سنهء 1284 .
[ بالاى سند ، سمت چپ ] صحيح است .
سند شمارهء ( 176 ) مورخ : 4 ذيحجهء 1284 ق . / 1868 م . از : حسام السلطنه ، حاكم فارس به : وزارت امور خارجه
هو
در باب منع فرود آوردن بار تجارت دولت بهّيهء انگليس كه نوشته بوديد شيخ حاكم لنگه ممانعت كرده و ماها او را مورد مؤاخذه نساختيم ، قبل از وصول مراسلهء شما احدى از تبعهء دولت بهّيهء مزبور هيچ در اين خصوص به هيچ يك از مأمورين و كارپردازان مهام خارجهء فارس و حكومت آنجا اظهار نداشته بودند .
به محض رسيدن نوشتهء شما ، شيخ حاكم بندر لنگه را احضار اولا درين خصوص از او مؤاخذهء شديد به عمل آوردم كه چرا مانع از فرود آوردن بار تجارت دولت بهّيهء انگليس شدى ؟ جواب گفت كه عميد الملك احمد خان برحسب فرمان جهان مطاع از من التزام به قيد جان و مال گرفته كه بار تجارت نگذارم در بندر لنگا فرود آورند و من از خوف مؤاخذهء ديوانيان ممانعت كردم و الّا اين كار براى من نفع كلى دارد نه ضرر و كدام عاقل است كه به يك دينار ضرر خود ، در صورت قدرت راضى باشد ؟
به او قدغن بليغ كردم كه تا نوشتهء مجدّد از شما برسد به هيچ وجه مانع از فرود آوردن بار تجارت دولت بهّيهء انگليس نبايد [ ننمايد ] و موافق معمول صد پنج بگيرد و هر چه بار تجارت بياورند مانع نشود .
اين بحث بر حكام سابق وارد است كه چرا از شيخ بندر لنگه و ساير بنادر فارس التزام گرفتهاند كه ممانعت كنند . اكنون تا وصول نوشتهء ثانى شما هيچ ممانعت نخواهد كرد تا بعد چه مصلحت بدانيد .
حرر فى 4 شهر ذى الحجة الحرام 1284 . اقل چاكران دولت حسام السلطنه .
[ حاشيهء سمت راست سند : ]
نوشتجات عميد الملك احمد خان را هم دهروزه مهلت گرفته است كه بدهد بياورند . بعد از آنكه آورد ، خدمت شما فرستاده مىشود .
سخن اين است كه عذر شيخ را بايد در اين خصوص مسموع داشت چرا كه برحسب امر ديوانيان عظام اين قدغن را كرده بوده است و ثانيا اجازه نيافته بود .