تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩

سند شمارهء ( 118 ) مورخ : 24 ربيع الاول 1282 ق . / 1865 م . به : وزارت امور خارجه

هو فدايت شوم . فقرهء توجّهات بندر عباسى را كه سابقا عرض نموده بودم و با تلغراف فرمايش اعلامى فرموده بودند كه در مقام اتمام قرار آن برآيم ، اجمالا عرض مىشود كه طالب اين فقره ميرزا حسن على خان ، حاكم خطهء لار ، به مناسبت قرب جوار مىباشد و به قسمى كه عرض شد قرارى داده است . فرمايش تلغرافى را هم به مشار اليه اعلام نمودم . قرار داد كه يك مجلس بنشينيم و آن قرار را تمام نموده احكامى كه مىخواهد بگويد تا خدمت بندگان خدايگان عرض و صادر شود . اين روزها كه نسبت به تغيير حكومت و احضار نواب و الا و مأموريت ورود مقرب الخاقان قنبر على خان قدرى امورات آنها متزلزل است . هرگاه مقتضى و مصلحت دانند على الحساب با نواب مستطاب حسام السلطنه گفتگو و گوشزد فرمايند كه چون چندى است رجوع وصول ماليات بندر عباسى از ملك التّجار منتزع گرديده و به عهدهء مأمور از جانب وزارت خارجهء مقيم بندر عباسى مىباشد ، قرار داده‌ايم به مناسبت قرب جوار تقويتى هم از حاكم خطهء لار به او بشود . البته نواب و الا هم آن قرار را مستحكم خواهند فرمود . همين‌قدر بداند كه پاى بندگان خدايگان در ميان است تا بعد انشاء اللّه به نحو مقتضى قرار آن را عرض نمايد كه در اتمام آن اقدام فرمايند . در فقرهء حركات شيخ سعيد خان نسبت به ميرزا على اكبر و مطالبهء تنبيه مرتكبين البته با نواب معزى اليه نيز آنچه لازم است گفتگو و قرارى شايسته خواهند داد كه انشاء اللّه براى مأمورين اقامت آن ساحات اين‌گونه واقعات رو ندهد . زياده جسارت ننمود . ايام مرحمت مستدام باد . فى 24 شهر ربيع الاولى سنهء 1282 عرض شده است . [ بالاى صفحه ] از اين قرار استمزاج از نواب حسام السلطنه نمايند . [ حاشيهء سمت چپ ، پايين ] آنچه مقتضى باشد ، نوشته خواهد شد .

سند شمارهء ( 119 ) مورخ : ربيع الاول 1282 ق . / 1865 م . از : كارگزارى بندر عباس به : وزارت امور خارجه

فدايت شوم . از روزنامه‌هاى مسقط كه الحال انفاد حضور گرديده است ، چنين استنباط مىشود كه كارهاى جناب صيد سالم ، ولد امام مسقط ، كه حال به جاى پدر نشسته است خيلى سست مىباشد و انگليسها در خيال اختلال كار او هستند و از بابت اجتماع اعراب و بيعت با او تأمل دارند كه شايد اسبابى فراهم آورند و مخالفتى ميان آنها بيندازند و ضمنا مقصود خود را به عمل آورند . چنانچه سابقا عرض شد كه عاليجاه باليوز بوشهر در مراجعت از مسقط خدمت نواب و الا حسام السلطنه با تلغراف عرض نمود كه اين روزها به سبب گرمى هواى بوشهر چندى به شيراز مىآيم . بعد اعلام داشت كه امرى واقع و مانع حركت شيراز شد . حال از مسقط نوشته‌اند كه مشار اليه به مسقط رفته است و از آنجا عازم ممبئى است . اگرچه براى دولت علّيه خيلى خوب موقعى به دست آمده و همه طور ممكن بود كه با حصول رضاى امام مسقط يا بدون رضاى او يك نوع مداخله و تصاحب در مسقط و بنادر متعلّقه به آنجا بشود ولى با عدم اسباب و ضروريات دريا و اينكه اولياى دولت علّيه منفعت فورى را به قاعدهء تجارت ملاحظه مىفرمايند ممكن نخواهد بود . لكن در باب برگشت عمل بندر عباسى كه منفعت فورى دارد ، در اين ميانه مىتوان دست و پايى كرد كه به تصرف حاكم فارس درآيد و ضعف آنچه حال مىدهند ، دريافت نموده به دولت علّيه برساند يا اينكه على الاقل مبلغى بر اين قرار مقرره بيفزايند . نواب و الا حسام السلطنه هم بناى مسافرت و حركت به سمت بنادر و گرمسيرات دارند و الى اول ميزان كه موقع سفر به آن صفحات است ، هرگاه برقرار نمايند شايد انشاء اللّه تعالى تصرفى در آن سامان بفرمايند . حاجى احمد ، وزير صيد ثوينى ، امام سابق مسقط ، از جناب صيد سالم ، امام حال ، مخوف و روگردان شده به بندر عباسى آمده است . عاليجاه ميرزا عبد اللّه كه به شيراز مىآمده او را ملاقات نموده و عريضه خدمت نواب و الا حسام السلطنه نوشته است و اطمينان خواسته كه او را نگاهدارى و رجوع خدمت نمايند . جواب اميدوارى به او نوشته شد كه هنگام ورود به آن سامان تو را مىخواهيم و به نحو مقتضى رجوع خدمت مىنماييم . بناى فرستادن آدمى هم از جانب صيد سالم خدمت نواب و الا حسام السلطنه هم بوده است ولى هنوز خبر حركت او از مسقط نباشد . اطلاعا عرض شد . فى سلخ شهر ربيع الاولى سنهء 1282 .