با اطلاع فدوى تنبيه نمايد . مخصوصا فرمان همايون به افتخار مشار اليه صادر شده كه بايد برحسب دستور العمل فلان كس راه به روى . حال نتيجه به عكس حاصل كرده است . لازم بود كه مراتب را از روى صداقت عرض شود . چنانچه حالت اينها به همين حالت باشد و مؤاخذه سخت و شديد نشود بلكه مطالبهء ديهء خون شخص مقتول را نفرمايند ديگر هيچ كس را قوهء زيست و يا آنكه معبر شود نخواهد بود و عنقريب رشتهء كار دولتى گسيخته مىشود . مختصرى به دربار همايون هم عرض شده ليكن حكم با جناب جلالتمآب است . با اين حال فدوى هم قوهء توقف ندارم . معلوم است دست بگير در امور ديوانى تلخ است . فدوى هم با آنها نمىتوانم سازشى داشته باشم كه آخر آن نقص دولت باشد ، مثل سايرين كه سابق بودند . هزار نكته در كارهاى ديوانى هست كه يكى مال ديوان دادن است . هر كسى بگويد بده ديوان را مىدهم ديگر نقص ندارد .
در اين سرحدات هزار ملاحظهء دين و دولتى بايد كرد به حمد اللّه تعالى از بخت بلند بىزوال اعليحضرت قدر قدرت اقدس همايون شاهنشاهى روحنا فداه و توجّهات جناب عالى همه جا با نظم بوده و انتظام اين امر و عقب فرمودن اين كار از لوازم است و اگر مؤاخذه سخت و شديد نشود امر بندر گذشته و حال اينها خود را مالكانه متصرف بندر و محالات متعلّقه به آن مىدانند و منظور نظر انور همايون غير از اين است زيرا كه بعضى فرمايشات زمان احضار فدوى به دربار همايون شده بود .
بايد زياده مراقب جزئى و كلى امورات اينجا بشود . بدانچه دستور العمل به جهت فدوى مرقوم و مقرر شود از آن قرار معمول خواهد داشت و مستدعى است كه زودتر جواب مقرر گردد . چون لازم بود جسارت نمود . امره الاجل العالى مطاع .
[ حاشيهء بالاى سند : ] متعلق به نوشته ميرزا محمّد على خان ، كارگزار خارجهء فارس مورخهء 10 ذيقعدهء 1281 . نمرهء 133 .
سند شمارهء ( 116 ) مورخ : 11 ذيحجهء 1281 ق . / 1865 م . از : حكومت فارس به : صدر اعظم
هو
فدايت شوم .
در فقرهء واقعهء بندر عباسى و خلاف قاعده و رفتارى كه از شيخ سعيد خان نسبت به عاليجاه ميرزا على اكبر ، ناظم مهام خارجهء آن بندر صادر شده جناب اجل اكرم افخم خدايگانى سپهسالار اعظم مد ظله العالى ملفوفه كه حاشيهء آن به خط جنابعالى بود مرقوم و تفصيل را رجوع به رقيمهء جنابعالى فرموده و جنابعالى هم تفصيلى رقمزده فرموده و فقرات چند كه جبران آن جسارت و خلاف را تواند كرد براى تحصيل ترضيه ، معين و نوشته بودند آگاهى حاصل نمود .
بلى چندى قبل از عاليجاه ميرزا على اكبر و شيخ سعيد خان و تجّار سكنهء بندر عباسى نوشتجات عديده بر خلاف يكديگر رسيد . نوشته بودند كه خدمت اولياى دولت علّيه هم مراتب را عرض نمودهام و سواد آنها به توسط ميرزا محمّد على خان ، كارگزار خارجهء فارس ، سابقا انفاد خدمت جنابعالى گرديد و ملاحظه فرمودهايد . با آن حالت تكليف غير از آن نبود كه شخص كافى مأمور و روانه شود كه حقيقت امر را مشخص داشته اعلام دارد كه به عرض اولياى دولت قاهره رسانيده به نحوى كه مقتضى دانند اقدام در تنبيه مرتكب خلاف بفرمايند . پس از رسيدن نوشتجات طرفين عاليجاه مير محمّد جعفر فسايى را كه مردى با كفايت و صداقت است ، مأمور و روانه داشت و سفارشات لازمه به مشار اليه شد كه در ظاهر و باطن به انحاء مختلف در مقام تحقيق برآيد و بيان واقع را مشخص دارد بنويسد . على الحساب منتظر وصول خبر از جانب مشار اليه مىباشم كه هر آنچه حقيقت را مشخص داشته اعلام دارد خدمت جنابعالى عرض نمايد .
سواد نوشتجات سابق و لاحق را هم كه خود به هريك از آنها نوشتهام اينك براى آگاهى جنابعالى انفاد داشته ملاحظه خواهند فرمود . گويا اين معنى در خدمت جنابعالى واضح باشد كه مخالصت شعار مهما امكن در انجام امورات متعلّقه به دولت علّيه غفلت ندارم و از هيچ جهت صرفه و غبطهء دولت را از دست نمىدهم و در عظم و احترام مأمورين دولتى على اىّ حال به جهت پيشرفت امورات محوّله به آنها ساعى و جاهد مىباشم . ولى در اين مرحله چون دقت و غوررسى از بابت الزام مرتكب خلاف لازم بود كه نه راه عذر و اشتباهى براى مقصّر باقى بماند و نه براى اولياى دولت قاهره ، از عدم تحقيق و تدقيق خدا نخواسته مايهء مرارت و زحمت شود . اين بود كه روانه داشتن مأمورى به آن صوب براى تحقيق و الزام مقصر مقتضى ديده ، روانه نمودم . هر گاه آن قسمى است كه خدمت جنابعالى نوشتهاند كه به همان قسم كه دستور العمل نوشته شده در اجراى آن لازمهء اهتمام به عمل خواهد آورد و چنانچه خلاف آن ظاهر شد نيز به اقتضاى موقع به طور شايسته به عون اللّه تعالى در مقام اصلاح خواهد برآمد . چه لازم كه از روى عدم بصيرت اقدام به امرى شود كه بالمآل چنانچه ملاحظه فرمودهاند موجب اختلال امر ولايت و زحمت اولياى دولت علّيه گردد . اينكه رقمزد فرموده بودند كه در نظر اولياى دولت علّيه به جهات و مناسبات چند كه از جمله دسترس بودن بندر مزبور به كرمان و به سهولت و آسانى فراهم آمدن اجراى منظور انجام اين خدمت به مراقبت جناب وكيل الملك محول شود به صواب اقرب است و با بودن اشخاص و اهالى فارس كه به آنها رابطه و خصوصيت دارند ، انجام اين خدمت براى مخالصت شعار خالى از دو محذور نخواهد بود يا آنها من باب مصلحت