تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
شخصى و خصوصيت وسايلى خواهند برانگيخت كه موجب ظهور پاره موانع و عوايق خواهد بود با مرارت و زحمت زياد كه اول پايهء آن ، مأيوسى اهالى آنجا از مخالصت شعار باشد به ميان خواهند انداخت . اولا نبايد جنابعالى مخلص را چنان به جا آورده باشند كه به حرف اين و آن گوش بدهد و به خلاف طريقهء عقل و مصلحت دولت ، به ميل و خواهش ديگران كارى بكند . ثانيا اگر مخلص را اين قدر كافى ندانند و رجوع مهمّات اين مملكت و اتفاقى كه بيفتند به خودم بفرمايند چه ضرور كه اولياى دولت چنين شخصى را در چنين مملكتى بگذارند كه از عهدهء خدمت برنيايد و به حمايت حكومت ديگر از پيش ببرد . شخصى را بگمارند كه به شخصه از عهده برآيد و محتاج به اعانت و تقويت ديگرى نباشد . از آنها گذشته ملاحظه بفرمايند در كدام عهد و زمان اصلاح مفاسد و اختلال حكومت فارس به دست حاكم كرمان شده و اين عادت جارى بوده است كه حال رجوع اين واقعهء بندر عباسى را به جناب وكيل الملك بفرمايند و براى حكومت فارس نقصى نداشته باشد . بندر عباسى نسبت به ساير ولايات و بنادر فارس عشرى از اعشار و اندكى از بسيار است . فرضا اولياى دولت علّيه راضى به اين محذور گردند و مخالصت شعار هم محض امتثال امر اطاعت نمايم . اولياى دولت ملاحظه نمىفرمايند كه حكام جزو اين مملكت كه هر يك مثل شيخ سعيد چندين گماشته دارند چه تصوّر خواهند نمود و چه نحو سستى و اختلال در اجزاء امور اين مملكت واقع خواهد شد . مع هذا چنانچه اولياى دولت علّيه را پسنديده آيد و احتمال اختلال در حكومت فارس و انتظام امور اين مملكت ندهند مخلص را به هيچ وجه عرضى نخواهد بود . بالجمله عنقريب انشاء اللّه تعالى حقيقت واقعهء اتفاقيه را كه عاليجاه مير محمّد جعفر مشخص داشته اعلام مىنمايد ، مفصّلا خدمت جنابعالى عرض خواهم نمود و بدانچه اولياى دولت مصلحت و مقتضى دانند مقرر فرمايند البته اطاعت خواهد نمود . آنچه اىّ حال از مترددّين بندر عباسى استفسار و محقّق گرديده است در فقرهء قتل اتفاقيه در آنجا عاليجاه ميرزا على اكبر نهايت خامى و كمال بىاحتياطى نموده زيرا كه صبح روز نوزدهم شهر رمضان المبارك كه مطلّع از قتل شخص عجم گرديده خود و آدمهايى كه داشته به بازار آمده و داروغه را چوب زده و به منزل خود فرستاده محبوس نموده است . حضرات هم جمعيتى فرستاده داروغه را برده‌اند و اين حركت از طريقهء حزم و عقل دور و خارج از مأموريت او بوده و همچنين در ساير امورات هم به تواتر استماع شده كه زياده از مأموريت خود در آن بندر حركت و مداخله در كارهاى ولايتى مىنمايد . اين است كه موجب رنجش حاكم و اهل آنجا شده است و آن نحوها حركت نموده‌اند . حال كه عاليجاه مير محمّد جعفر رفته است البته كيفيت فساد و اتفاقى كه افتاده بوده مشخص نموده مراجعت خواهد كرد . پس از آن آنچه به مخلص معلوم و محقق شد ، بدون خلاف خدمت جنابعالى اظهار و عرض خواهد نمود و به مقتضاى آن است هر قسم صلاح دانند حكم محكم دولتى صادر خواهند فرمود و در اجراى آن وجها من الوجوه مخلص كوتاهى و غفلت نخواهد كرد . ايام ملاطفت مستدام باد . مورخهء 11 شهر ذيحجة الحرام 1281 . [ حاشيهء پايين سند : ] سواد ذريعه است كه در يازدهم ذيحجه انفاد شده بود و حامل نوشتجات را در راه دزد برهنه كرده و نوشتجات و اسبابى كه داشت برده بودند . اينجا تجديد نوشتجات شده است .

سند شمارهء ( 117 ) مورخ : 27 ذيحجهء 1281 ق . / 1865 م . از : كارگزارى خارجهء فارس به : وزارت امور خارجه

فدايت شوم . تعليقه‌جات رفيعهء مورخهء چهارم شهر ذيحجة الحرام به افتخارم شرف وصول ارزانى داشت . فقرهء قتل اتفاقيه در بندر عباسى و تفصيل واقعات آنجا را كه مجددا فرمايش فرموده بودند با چاپار قبل عرض شد كه عاليجاه مير محمّد جعفر را جناب مجدت نصاب قوام الدوله مأمور و روانه فرمودند كه مفصلا تحقيق نموده بيان واقع را خدمت ايشان واضح سازد كه به عرض اولياى دولت علّيه برسانند . على الحساب منتظر وصول خبر از جانب مشار اليه مىباشند كه حقيقت امر را به استصواب مشار اليه دريافت فرموده خدمت بندگان جناب خدايگان اظهار دارند كه به هر چه در ثانى مقرر فرمايند ، معمول دارند . پاكتى هم از مقرب الحضرت الخاقانيه كارپرداز ممبئى رسيده بوده ، اينك به انضمام روزنامهء مسقط و پاكت عريضهء آقا پاشا انفاد حضور داشته است ، ملاحظه خواهند فرمود . مواجب كارپردازى ممبئى را على الحساب جناب قوام الدوله يك هزار تومان حواله فرمودند كه عاليجاه ملك التجّار در اول شهر صفر به مشاراليه برسانند و تتمّه را هم به دو قسط ديگر به فاصلهء دو سه ماه انفاد ممبئى دارد . انشاء اللّه تعالى اگر سايقى رو ندهد بلا تأخير به همين قرار خواهند رسانيد . از بابت آگاهى جسارت به عرض نمود . زياده جسارت ننمود . ايام مرحمت مستدام باد . فى 27 شهر ذيحجة الحرام سنهء 1281 .
بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي ) — صفحة 248 | حسن حبيبى / محمد باقر وثوقى