سند شمارهء ( 121 ) مورخ : 20 ربيع الثانى 1282 ق . / 1865 م . به : وزارت امور خارجه
فدايت شوم .
در باب فقرهء بندر عباسى و آن نحو رفتار با عاليجاه ميرزا على اكبر ، قوام الدوله را مجالى نشد اقدامى بفرمايند . البته جناب خدايگان با نواب مستطاب و الا حسام السلطنه گفتگو و قرارى فرمودهاند كه چه نحو اقدام در اين فقره فرمايند . هرگاه اطلاع اين بنده هم لازم باشد مستدعى است زودتر اعلام و مقرر فرمايند كه هنگام ورود نواب معظم اليه به قسمى كه بايست در خدمت ايشان گفتگو و عرض نمايند كه اقدام فرمايند .
زياده جسارت ننمود . ايام مرحمت مستدام باد . فى 20 شهر ربيع الثانى سنهء 1282 عرض شده است .
[ حاشيهء پايين سند : ] در اين خصوص بايد به نواب حسام السلطنه نوشته شود كه ايشان چه اصلاح در اين كار بعد از ورود به شيراز [ ]
سند شمارهء ( 122 ) مورخ : 19 جمادى الثانى 1282 ق . / 1865 م . از : مأمور دولت ايران در مسقط به : وزارت امور خارجه
تتمّهء وقايع بندر صور و بندر مسقط
بعد از آنى كه جناب جلالتمآب امام مسقط داخل بندر صور گرديدند و قلعهجات را متصرف شدند ، همان بيست و چهار نفر رؤساى مذكور را گرفتند . از اول دويست هزار ريال فرنكاء مشار اليهما را ترجمان نمودند و خواستند . حتى آنكه فرستادند از بندر مسقط تمام قيدهاى آهنى را بردند كه حضرات را قيد كنند . دويست هزار ريال به اين قاعده از ايشان خواستند به واسطهء آنكه همين چند نفر بانى فساد بودهاند . پنجاه هزار از بابت تنخواه حضرات هندوها كه به يغما بردهاند .
پنجاه هزار بابت مخارج فيصل و صد هزار ديگر بابت مخارجى كه امام نمودهاند . بالاخره به بعضى ملاحظات ديگر مبلغ بيست هزار ريال از ايشان گرفته مشار اليهما را بخشيدند و حاكمى مجددا بر ايشان تعيين مىفرمايند . بيست هزار ريال را به بزرگان عربى كه در ركاب امام بودند ، قسمت كردند . در خيال هستند كه تشريففرماى مسقط بشوند .
مورخهء پنجم شهر جمادى الثانى عاليجاه ويس برو صاحب ، مأمور دولت بهّيهء انگليسيه مقيم بندر مسقط ، حسب الاحضار كورنيل صاحب ، حكمران بندر ممبئى در جهاز آتشى از مسقط عازم ممبئى گرديدند .
ايضا مورخهء نهم شهر حال جناب صيد تركى ، برادر جناب جلالتمآب امام مسقط ، با جمعيت همراهى از بندر صور مراجعت به بندر مسقط فرمودند .
مورخهء سيزدهم شهر مزبور جناب جلالتمآب امام مسقط مراجعت از بندر صور ، نزول اجلال به قلعهء [ ] سه فرسخى مسقط فرمودهاند .
هنوز تشريففرماى بندر مسقط نشدهاند . لغايت نوزدهم جمادى الثانى سنهء 1282 .
[ بالاى صفحه ، سمت راست ] نمرهء 3 .
سند شمارهء ( 123 ) مورخ : 20 جمادى الثانى 1282 ق . / 1865 م . از : كارگزار بندر عباس به : وزارت امور خارجه
فدايت شوم .
در فقرهء بندر عباسى عاليجاه ميرزا على اكبر را به حضور نواب مستطاب اشرف و الا حسام السلطنه بردم و تفاصيل واقعات را من البدو الى الختم عرض نموده ، فرمودند بعد از روانه داشتن چاپار يك روز به طور فراغت با حضور مقرب الخاقان مشير الملك و اين بنده و مشار اليه نوشتجاتى كه به جناب امام مسقط و ديگران لازم است ، مقرّر فرمايند نوشته شود و آدمى مخصوص روانه فرمايند و از جناب امام مطالبهء رفع بىاعتدالىهايى كه واقع شده نمايند و به طور سختى نوشتجات نوشته شود و به نحو مقتضى اقدام در انتظام كارهاى مأموريت آن صفحات بفرمايند . به هر نحو قرار فرمودند ، بعد مفصلا عرض خواهد نمود .
ايام مرحمت مستدام باد . فى 20 شهر جمادى الثانيهء سنهء 1282 .
[ بالاى سند : ] شاهزاده قرارى كه مىدهند البته بايد به طرز دولتى باشد . اگر صلاح مىدانستند و قبل از اقدام به كار ، مكنون خودشان را مىنوشتند و مطلع مىشدم ، بد نبود .
سند شمارهء ( 124 ) مورخ : 1282 ق . / 1866 - 1865 م . از : ميرزا على اكبر ، كارگزار بندر عباس
خداوندگارا فدايت شوم .
اولا اين سوگند را ياد مىنمايم كه بدانند اين عرايض نه از روى غرض بلكه جميعا از روى صداقت است .
بر آن خداوندگار واضح است كه اهل غرض دربارهء فدوى بسيار