سند شمارهء ( 84 ) مورخ : 23 ربيع الاول 1279 ق . / 1862 م . از : كارگزارى بوشهر به : وزارت امور خارجه
هو
خداوندگارا !
مرقوم فرموده بودند مأمورين بندر عباسى و لنگه به قاعده ، روزنامجات تذكره را به حضور مبارك نمىفرستند . فدوى يا آدم ديگر عوض آنها بگمارد يا وجه مقرره در كتابچهء قانون و وجه تذكره را از آنها گرفته انفاد دارد .
از ميرزا على اكبر ، مأمور بندر عباسى ، بنده به هيچوجه خبرى ندارم . از وقتى كه بنده به بوشهر آمدهام دو سه كاغذ به مشار اليه نوشتهام . جوابى نرسيد و مدتى است در شيراز است . تا اين روزها كه عازم بندر عباس نشده بوده است . اجراى تنبيه و اخذ وجوه از مشار اليه با مقرب الحضرت الخاقانيه كارگزار مهام خارجهء فارس است . سواد تعليقهء بندگان عالى را براى ايشان فرستادم كه هرطور صلاح بدانند با ميرزا على اكبر رفتار نمايند ، لكن ميرزا حسن ، مأمور لنگه ، همين روزها روزنامهء سه ماههء ذيحجه و محرم و صفر را متوالى فرستاده است . دو سه چهار روز قبل در دو جهاز رسيد . اينك نزد كارگزار مهام خارجهء فارس فرستادم . تفضيل حالش را ذكر كرده با اين احوال گمانم اين است مستوجب تنبيه نباشد و دربارهء حاكم لنگه لازم است تنبيهات مقرره جارى شود . اگرچه از قرار نوشتهء خودش سى و سه تذكره در اين مدت داده لكن به فدوى نوشته بود كه اين اوقات زوّار مينابى زياد خواهند آمد و تذكره كم دارم . بنده به علاوه پنجاه ورق تذكرهء مجانى كه سابقا براى او فرستاده بودم ، دويست ورق تذكرهء سه هزار و ده شاهى هم چند روز قبل روانه داشتم و تأكيد كردم كه ماه به ماه روزنامه و وجه تذكره را بفرستد . در صورتى كه امر تذكرهء بوشهر چنان كه سابقا عرض شده و حال هم در عريضهء عليحده معروض مىدارد با اطلاعات كارگزاران اينجا از احكام دولتى ، اين همه اختلال به هم رساند ، از لنگه و عباسى كه [ ] صرفند چه توقع مىتوان داشت ؟ حكام كه خود مخّل امر تذكره باشند بر مأمورين تذكره چه بحث وارد است ؟
زياده عرض شد . مورخهء 23 شهر ربيع الاول 1279 معروض افتاد .
سند شمارهء ( 85 ) مورخ : 11 جمادى الثانى 1279 ق . / 1862 م . به : وزارت امور خارجه
هو
قبلهگاها !
سابقا معروض داشت كه امام مسقط مراسله در كمال دوستى و اتحّاد به مخلص نوشته ، حاجى عبد اللّه آدم خود را مخصوصا فرستاده ، يك دستگاه ساعت قاب طلا و يك صندوق قند را هم داشته بود .
مخلص به فرستادهء ايشان منتهاى محبت و مهربانى نمود و جواب مراسلهء ايشان را نوشته فرستاد و خيال دارد آدم معقولى با تحفه نزد ايشان بفرستد .
اين اوقات خبر رسيد كه ميانهء سيد ثوينى ، امام مسقط ، با برادرش كه در سواحل است به هم خورده ، كار به نزاع و جدال كشيده .
سيد ثوينى اراده دارد قشون به سر سواحل براى تنبيه برادرش بفرستد . او هم در آنجا مشغول فراهم آوردن استعداد مرتب است و براى مقابله و جنگ آماده است . اين اوقات آدم فرستادن مخلص به مسقط خيلى بجاست . يك قبضه شمشير تمام اسباب طلاى بسيار خوب ممتاز و يك فرد قالى هفت زرعى اعلى مهيّا نموده و همراه آدم معقول زيركى بفرستد . در كار فرستادن بود كه اين چاپار رسيد و نوشتجات و احكام را رسانيد . حال مشغول نوشتن جواب احكام و تعليقجات است . انشاء اللّه بعد از معاودت دادن چاپار ، آدم مسقط را خواهد فرستاد و سفارش بليغ خواهد نمود كه از احوالات آنجا كما و كيفا استحضار به هم رساند . بعد از مراجعت او ماجرى را به عرض سركار عالى خواهد رسانيد . اگر چيزى هم در باب آنجا به نظر آيد و مقتضى باشد عرض خواهد نمود .
مورخهء 11 شهر جمادى الثانيهء 1279 عرض شد .
سند شمارهء ( 86 ) مورخ : 12 جمادى الثانى 1279 ق . / 1862 م . از : سفارت انگليس در تهران به : وزارت امور خارجه
جناب جلالت و نبالت نصابا ، فخامت و مناعت انتسابا ، دوستان استظهارا ، مشفقا مكرما مهربانا !
چنانچه به آن جناب هنگامى كه موكب همايون در شكارگاه جاجرود تشريففرما بود و پريروز اظهار داشت از قرارى كه از جناب جلالت نصاب وزير دول خارجهء انگليس اخبار رسيده است ، چنين