و خارك هم اگر دشمنى پيدا شود ، همين حالت را دارد . سرحدى كه نه آذوقه در آن باشد و نه قورخانه ، چه اطمينانى از سلامت آن مىتوان داشت . در بوشهر ده هزار خروار جنس در انبارها خوابيده . اينقدر حكم نيست كه اينها را بيرون بريزند ، مردم آسوده شوند . امروز تمام ايران در كمال امنيّت است غير از فارس . خيال ديگرى بفرماييد كه اين مردم خيبرگير نيستند . هرچند بر دهن فدوى زياد است اينگونه عرضها را بكند لكن مىدانيد كه محض صداقت و نيكنامى آن ولى نعمت خود است كه جسارت مىنمايد . امر العالى مطاع .
سند شمارهء ( 22 ) مورخ : 25 صفر « 1 » 1271 ق . / 1854 م . از : كارگزارى بوشهر به : وزارت امور خارجه
به تاريخ 25 شهر صفر عرضه داشت مىشود .
بغلهء هجده روزه از مسقط آمده خبرش اينكه سيد سوينى ، پسر امام مسقط ، با چهار هزار قشون عرب و سى عراده توپ وارد عباسى شده و نشسته است . امام مسقط خود نيز اراده داشته كه از تعاقب به عباسى بيايد . مال التجارهء رعاياى هنود كه بايست به طرف يزد و كرمان برود از عباسى مىروند و مال التجارهء رعاياى دولت علّيه از بندر لنگه مىروند . به واسطهء سازشى كه شيخ بندر لنگه با امام مسقط كرده ممانعت نمىكند لكن مال التجاره كه در قشم محّجرا و به حال خود باقى است و قشون مأمورهء عباسى تا هجده يوم قبل به حوالى عباسى نرسيده بودند اما قشون اعراب به واسطهء خبر آمد آمد قشون دولت ، زياده اضطراب داشتند و قدرى از آنها هم فرار نمودند .
از جانب نواب شاهزاده و الا تبار مؤيد الدوله ميرزا مهدى نامى مأمور به رسيدهگى تعميرات بوشهر شده و چند روز است لكن عاليجاه ميرزا حسنعلى خان مىگويد من به مقاطعه دادم و احدى نبايد رسيدگى كند و ميرزاى مشار اليه عاطل و باطل راه مىرود .
در باب بغلهء مباركهء فتح الخير سركار نواب اشرف و الا مؤيد الدوله حكمى صادر فرمودند كه تا او بارگيرى نشود ديگران بار نشوند ، مجرى نشد . از هر قسم بار به او هم مثل ساير قسمت جزئى دادند و به راه نمىافتاد . ملك التجار از خود كارسازى كرده فرستاد . لكن بغلهء سلس شيخ نصر را كه ضبط و جهت خود بارگيرى مىكنند بغلهء احدى اجازه ندارد بارگيرى شود تا او حركت نكند .
نواب اشرف و الا وصول ماليات و [ ] را به عهدهء عاليجاه قاسم خان واگذاردند و مشار اليه براى طفره زدن از سان ، سرباز خود را به آن اطراف پهن كرده . بنده به دريا بيگى گفت [ گفتم ] جيرهء تمام و كمال را ندهد تا سان بدهند . قبول كرد و موقوف داشت . قدرى تعارفات و سوغات شيراز جهت مشار اليه فرستادند . باز به حالت اول شد .
اين اوقات چهار جهاز متعلق به دولت انگليس به مرور در خليج بندر ابوشهر جمع شده بودند . ديروز كه 24 شهر صفر بود يكى از آنها به طرف جزيرهء قشم و بو سعيدان رفت و سه فروند ديگر به سمت بحرين رفت .
در باب برجى كه محاذى كوتى باليوز است آن مقامى را كه در عهد شاه مرحوم بنا گذارده بودند و بنيان آن در مقامى رفيع است و ساخته و محكم است . عاليجاه ميرزا حسنعلى خان متعرض نشده عقبتر بنا گذارد و در زمين گودى است اگرچه در رديف بروج است ولى در فاصلهء بروج با هم كه هر يك فاصلهء ايشان صد و بيست ذرع است تفاوت كرده از طرفى به طرفى صد و بيست ذرع است و از طرفى هفتاد ذرع با اين حال باز باليوز در مقام محاوره برآمده سه رقعه از او و دو رقعه از اين طرف نوشته شد و ساكت گرديد . سواد اين نوشتجات در عرايض مورخهء 18 شهر صفر انفاد شد . پريشب از قرار مذكور حاجى احمد ، منشى باليوز ، به خانهء دريا بيگى آمده صباح آن رقعهء ديگر نوشته به مضمونى كه ربطى به رقعهجات سابقه ندارد و خواهشمند تعويق شدهاند تا جواب از دار الخلافه بيايد . عاليجاه ميرزا حسنعلى خان از فدوى مصلحت كرده فدوى مصلحت ندانست و جوابى بر آن رقعه نوشت كه در جوف به نظر خواهد رسيد .
تسعير جنس سابقا خروارى شش تومان بود . اوايل ماه به واسطهء اهتمام دريا بيگى و مراقبت كلى ملك التجّار كه معادل چهارصد خروار متجاوز جنس داده در پنج تومان شد و حالا به چهار تومان و نيم رسيده ، اميدوار است اگر رحمت الهى نازل شود ، كمتر هم بشود .
سند شمارهء ( 23 ) مورخ : 4 شعبان 1271 ق . / 1855 م . از : كارپرداز ايران در بمبئى به : وزير امور خارجه
هو الاعلى
خدايگانا فدايت شوم .
از قرارى كه از مسقط نوشتجات تجارتى رسيده است ، امام مسقط از واگذار نمودن و مرحمت فرمودن امناى دولت علّيه ، بندر عباس را به خودش مأيوس شده چون كه جزيرهء قشم هنوز در تصرف كسان اوست به كلى مرفوع الطمع هم نگشته لهذا مىخواهد بناى هرزگى را بگذارد و در اين تابستان كه افواج بحر موّاج منصوره تاب گرماى آن صفحات را نياورده ، مراجعت خواهند نمود ، اگر تواند دستاندازى به بندر و توابع آن نمايد و الّا گفته است هر چه بغلهجات بار داشته باشد ، بار
هامش
( 1 ) . براساس كتاب تاريخ مسقط و عمان ، قطر و بحرين ، پيشين ، ص 117 .