آنها را خواهيم برد . چون بغلهجات اغلب علم انگليس دارد و على الظاهر نمىتواند نسبت به آنها دستاندازى نمايد زيرا كه در جزو با هم يكى هستند و آنها محرك او شدهاند ، قرار داده است بارى كه از بغله پايين مىكنند و در بگاره مىگذارند چون آن علم ندارد بگاره را بچاپد و با توپ زده غرق نمايد و بدين واسطه چند جهاز مهيا كرده كه در دريا بگردند و هر چه از اين قبيل بيابند ، ببرند . حتى در خور بندرات آمده از هر مقوله هرزگى كه توانند كوتاهى نكنند . اغلب اين هرزگىها دو جهت دارد ؛ يكى به گرفتن جزيرهء قشم است و ديگر موجود نبودن جهاز است . انشاء اللّه تعالى بعد از آنكه جزيرهء قشم به تصرف بيايد و يا جهاز موجود و آماده شود به كلى اين تفصيلات رفع خواهد شد ولى على الحساب چاره جز اين نيست كه هر جا بخواهند بارى از بغلههايى كه علم انگليس دارد ، پايين نمايند ، همان علم را بر بگاره بزنند و بعد بار در آن نموده ، نقل و تحويل نمايند و بغله كه علم انگليس داشته باشد هم ديگر نيست مگر بغلهء سلس كه امروز و فردا خواهد آمد از عدن و معلوم نيست تجار بار به او بدهند يا نه ، ولى چون آخر موسم است دور نيست از بابت لابدى بار بدهند .
مذكور مىشود كه باقر خان تنگستانى با هزار نفر تفنگچى گرمسيرى و تنگستانى به مستحفظى بندر عباس مأمور است . اگر چه شنيده شد كه سابقا با حضرات انگليس خصوصيت داشته و دريا مىگرفته است ، به جهت آنكه پاكت وزير مختار حضرات را كه مىآوردند به شيراز باليوز حضرات در ابوشهر نبوده و پاكت را به احتياط آنكه مبادا از طرف ابوشهر نرسانند ، ميرزا رضاى پسر دايى او از شيراز مىفرستاده است از راه تنگستان نزد باقر خان و او در بگارهء خودش و كسان خود مىفرستاده است به جزيرهء خارك . ولى حالا انشاء اللّه تعالى به صداقت ، خدمت دولت را به انجام خواهد رسانيد بلكه اگر عرضه داشته باشد و رأيش قرار بگيرد ، قشم را نيز به تصرف خواهد آورد .
اگرچه حالا قدرى هوا گرم شده است ولى اگر مقرب الخاقان محمّد حسن خان ، حكمران كرمان ، قشون از طرف بلوچستان به گوادر بفرستد به آن تفصيل كه سابقا عرض شده بود ، مسقط را هم انشاء اللّه متصرف خواهد شد . سهل است اگر لشگرى مستعد باشد اين روزها كل اين صفحات به هم مىخورد .
زياده چه جسارت نمايد . ايام جلالت مستدام باد . برب العباد .
به تاريخ 4 شعبان المعظم 1271 از بندر بمبئى عرض شده است .
سند شمارهء ( 24 ) مورخ : 16 رمضان 1271 ق . / 1855 م . از : كارپرداز ايران در بمبئى به : وزارت امور خارجه
خداوندگارا تصدقت شوم .
وزير مختار فرانسيس [ فرانسه ] از سويس [ سوئيس ] در جهاز دودى انگليس مسمى به يكنورپه سوار شده و روانهء ابوشهر گرديد .
وقتى كه به مسقط رسيده بود وصول او را به اين كمترين بندهء جان نثار نوشتند . طولى نكشيد كه خود همان جهاز از ابوشهر مراجعت به بمبئى نمود . اگرچه از آنجا هم چيزى ننوشته بودند ولى صاحبان انگليس شهرت مىدهند كه دروغ است . وزير مختارى از فرانسيس [ فرانسه ] به ابوشهر نرفته است . ديگر معلوم نيست در كتمان اين فقره چه شرورى به خاطرشان رسيده است .
از قرارى كه از مسقط نوشته بودند هنگام ورود مستر مرى به مسقط ، امام مسقط خواهش كرده بود [ ه ] است كه در باب بندر عباسى و اين فقراتى كه اتفاق افتاده است ، خدمت امناى دولت علّيه استدعايى بكند . از بابت رفع اتهام و زرنگى ، جواب داده است من مداخله در اين امر نمىكنم و تو را چه كار بود كه با دولت علّيهء ايران جنگ بكنى ؟ ولى وزير مختار دولت فرانسيس [ فرانسه ] گويا بعد از اظهار امام مسقط گفته بود [ ه ] است به قدر قوّه در امورات تو اقدام و اهتمام خواهم كرد . محض از براى آنكه در جزو او را روبه خود بكند و در دست داشته باشد هر يك از حضرات منفعت خود را منظور مىدارند و آنچه على الظاهر مىنمايند كه صلاح حال دولت علّيه است خلاف عرض مىكنند . صرفه و غبطهء خود و دولت خود را از دست نمىدهند و ملاحظهء دولت علّيه را هيچكدام به طورى كه قانون است ، نمىكنند . همين قدر كه بگويند مثلا اين كار صلاح دولت علّيه هست و در حقيقت هم درست باشد نگفته و نخواهند گفت . انشاء اللّه امناى دولت علّيه نيز به طرز فتوّت كه لازمهء شأن بندگان خودشان است با حضرات رفتار بفرمايند و به هيچ وجه ملاحظهء اينها را نكرده ، صرفهء خود و ملاحظهء دولت علّيه را از دست نخواهند داد به خصوص در باب امام و جزيرهء قشم .
از قرارى كه خطوط تجّار هم از قشم آمده است از جانب امام اين روزها نويسنده آمده و همهء اموال و اسبابى كه در قشم از حضرات تجّار ضبط شده بود [ ه ] است به دقت ثبت برداشته و بازديد نموده و همان ثبت را به مسقط برده . از اين فقره قدرى حضرات تجّار پريشان خاطر هستند كه معلوم است اين روزها خيال حمل و نقل اموال مزبوره را دارند و شايد ديگر اين اموال به كلى از ميان برود و دست ايشان به آن نرسد و امناى دولت علّيه در خيال استرداد نباشند .