سند شمارهء ( 8 ) مورخ : 17 محرم 1262 ق . / 1845 م . از : سفارت انگليس در تهران به : وزارت امور خارجه
جناب جلالت و نبالت نصابا ، محبان استظهارا ، دوستان اعتضادا ، مشفقا ، معظما .
در باب اسلحه و اسباب و جهاز لاحم شده در بندر چارك كه در نزد شيخ احمد بن عبد اللّه ، حاكم بندر مزبور ، جمع شده و موجود است ، تا حال تحرير دو طغرا مراسلهء دولتى نوشته و از اولياى دولت عليّهء ايران خواهش كرده است كه فرمان مؤكدى به افتخار صاحب اختيار فارس صادر فرمايند كه نقود و اسباب و اسلحهء دولتى آن جهاز را از شيخ مذكور بازيافت و تسليم عاليجاه باليوز مقيم بندر ابوشهر نمايند و از خود شيخ احمد نيز مؤاخذه بسزا فرمايند .
اصلا جوابى از آن جناب به دوستدار نرسيده و هم فرمان مزبور را صادر و ارسال نفرمودهاند كه حال به تحرير اين مراسلهء سيم ، در مقام زحمت برآمده كه آيا سبب اهمال اولياى دولت عليّهء ايران در صدور فرمان از بابت اسلحه و اسباب جهاز دولت بهيّهء انگليس از چه و باعث ننوشتن جواب مراسلهء دوستدار چه چيز است ؟ چرا بايست امناى دولت عليّه ، راضى به اين نوع رفتار شوند و چاپار دولتى را دو روز به همين سبب در اينجا معطل دارند ؟
بارى ، حال صراحتا از اولياى اين دولت خواهش مىنمايد كه يا فرمان مزبور را صادر و ارسال فرمايند يا آنكه جواب مراسلهء دوستدار را محبت نمايند كه چاپار ، زياده بر اين معطل نشده ، روانه شود .
چون لازم بود اظهار داشت . تحريرا فى 17 شهر محرم الحرام سنهء 1262 .
سند شمارهء ( 9 ) مورخ : 11 جمادى الثانى 1263 ق . / 1847 م . از : كارگزارى مهام خارجهء بوشهر به : وزارت امور خارجه
جناب جلالت و نبالت و كفايت نصابا ، محبان استظهارا ، دوستان اعتضادا مشفقا معظما .
سابقا شرحى در مقام اطلاع خاطر اولياى دولت عليّهء ايران نگارش داشته بود كه از قرارى كه باليوز مقيم بندر ابوشهر نوشته است چندبار نيلى از مسقط ، سيد محمّد بن سالم ، پسرزادهء سيد ثوينى ، حاكم مسقط ، به توسط حاجى محمّد على به بندر ابوشهر مىفرستد . مير باقر نام تاجر شيرازى نظر به ادعايى كه با حاجى محمّد على داشته آن نيل را ضبط مىكند . به همين واسطه حاكم مسقط هم ابريشم بسيارى از مال تجّار را در مسقط در عوض ، ضبط و نگاه مىدارد . اولياى اين دولت عليّه نيز احكام محكمى به عهدهء مقرب الخاقان حسين خان صادر فرمودند كه نيل مزبور را از مير باقر دريافت و ارسال بوشهر دارند كه او به صاحبان مال برساند تا ابريشم و مال التّجارهء تجّار را عايد دارند .
از قرارى كه نوشتهاند مقرب الخاقان حسين خان از قرار احكام معمول نداشته و به اسم اينكه نيل مزبور از مال حاجى محمّد على نام كبابى است و بايد به مير باقر برسد موقوف داشته و حال آنكه خود حاكم مسقط شرحى نوشته است كه نيل مزبور از مال سيد محمّد بن سالم است .
سواد همان كاغذ را كه از بوشهر فرستادهاند در جوف مراسله ارسال نزد آن جناب داشت كه ملاحظه فرمايند . پس از ملاحظه هرگاه مصلحت دانند قدغن فرمايند كه حكم محكمى مجددا به عهدهء مقرب الخاقان حسين خان صادر نمايند كه حكما نيل مزبور را از مير باقر گرفته عايد دارد تا مال التّجارهء تجّار در مسقط به اين سبب موقوف و معطل نماند .
چون لازم بود زحمت داد . تحريرا 11 شهر جمادى الثانى 1263 .
سند شمارهء ( 10 ) مورخ : 28 رجب 1264 ق . / 1848 م . از : سفارت انگليس در تهران به : وزارت امور خارجه
جناب جلالت و نبالت و كفايت نصابا ، محبان استظهارا ، محبان اعتضادا ، مشفقا معظما ! البته در نظر جناب سامى هست كه در ماه محرم اظهار شد كه حاكم بندر عباس كاغذى نزد دوستدار فرستاد كه تفصيل تاخت و تاز حاكم كرمان بر مملكتى كه از جانب دولت عليّهء ايران به اجارهء جناب امام مسقط است ، در آن بود . آن جناب مشفق معظّم در جواب مرقوم داشته بودند كه اين حكايت را بر خلاف نوشتهاند و هيچ تقصير به گردن حاكم كرمان نبوده است . حال مجددا كاغذى از حاكم بندر عباس به دوستدار رسيده است كه خبرمان دادهاند كه حاكم كرمان باز بناى هجوم به مملكت مذكوره كه در اجارهء جناب امام مسقط است ، دارد . دوستدار اميد دارد كه اين خبر حقيقت نداشته باشد چرا كه چنين رفتارى بىشك باعث برانگيختن جناب امام مسقط مىشود . اين معنى موجب اغتشاش كلّى در بحر العجم و ضرر بسيار براى تجّار ايران و انگليس خواهد شد .