تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
فرستادن آدم در مقام مصلحت از اولياى دولت برنيامده‌اند . هميشه قرار اين و قاعده چنين بود كه در عموم مهمات بين الدولتين رجوع به دربار جهانمدار مىشد و جمعى از اعيان دولت به تدبر مىنشستند و فاتحه و خاتمهء آن را به نظر دقت ملاحظه مىنمودند و با وصف مراتب مزبور مستعد نبود كه گاهى خبط و خطايى واقع شود و يا سهو و اشتباهى واقع شود . عاليجاه زكى خان را چه استحضار از امور مملكتى است و چه مىداند درين كارها قرارومدار دهد و همچنين ديگر كارگزاران آنجا را چه آگاهى خواهد بود . آنها را خدمتى هست و بايد در مناظم خدمت خود بكوشند . حكومت و اختيار ولايت امرى است جدا و قرارومدار مملكت و ثغور با دولتهاى ديگر امرى جدا . تفويض مملكت فارس به كارگزاران آن فرزند براى نظم مهام ولايت و وصول و ايصال وجوه ديوانى و سرپرستى رعيت و نگاهدارى سرحدات و قرارومدار مهام مملكتى و معاملات و مواضعات با دول خارجه مخصوص امناى دربار و رجوع به عرض و استرخاص از خدمت پادشاهى ، و رجوع به مباشرين فارس ندارد . از ديوان همايون سالى ده هزار تومان براى مواجب نوكرى كه مخصوص حفظ سرحدات و جزاير باشد ، معين است و هر ساله بدين اسم داده شده . ديگر دخل در قرارومدار سرحد و جزاير كردن ، چه معنى دارد و بالجمله بايد به وصول حكم همايون اگر حقيقة درين امور ذكرى رفته و سخنى در ميان آورده باشند ، موقوف دارند و هر گاه حجت و دست‌آويزى به يكديگر داده باشند ، رد و استرداد نمايند و عدم استيذان و استرخاص خود را از ديوان و مخالف اين‌گونه اوضاع را با قانون معاهدت دولتين ابد اركان به اعيان آن دولت اعلان دارند و به هيچ وجه دخل و تصرفى درين [ در اين ] كارها نكنند . هرگونه قرارى كه در هر باب ميان دولتين عليّتين باشد ، بايد حكما در دربار پادشاهى قطع و فصل شود و موافق شروط و قيود عهدنامجات [ عهدنامه‌جات ] فيصل يابد . اكنون هم اگر مستر بروس خان را عرضى و حاجتى باشد بايد روانهء دار الخلافه گردد تا آن وقت مستر ولك آمده است . اگر او نيامده باشد ، جارج ولك ، برادر او ، را از احضار خواهيم فرمود و در هر باب بر وفق قانون عهدنامهء امناى دولت ، قرارومدارى كه لازم باشد ، خواهند داد . كارگزاران فارس را درين [ در اين ] ابواب به هيچوجه دخل و رجوعى نيست . بايد حتما و حكما ترك مداخلت نموده هرگونه ذكرى كه در ميان آورده باشند ، موقوف دارند .

سند شمارهء ( 5 ) مورخ : جمادى الثانى « 1 » 1239 / 1824 م . از : فتحعلى شاه قاجار به : جورج ولك

فرمانى كه به افتخار جارج ولك ، برادر هنرى ولك ، وكيل دولت انگليس ، در خصوص مأمورى او به هند صادر شد . كه عاليجاه عزت و شهامت همراه ، فطانت و درايت اكتناه ، اخلاص و ارادت آگاه ، زبدة الاعيان العيسوية جارج ولك به عنايات خاطر پادشاهى مباهى بوده بداند كه از قرارى كه معروض خدمت همايون افتاد درين وقت جناب اجلّ الكفات و الامراء ، اكفى الاماجد و الكبراء فرمانفرماى ممالك هندوستان صورت محاسبات داد و ستدى فيما بين دولتين عليتيّن را انفاد نزد كارگزاران فرزند ارشد بىهمال نايب السلطنة العلّية داشته و از قرار نوشتهء جناب وزارت مآب مستر كنك ، وزير امور خارجهء دولت بهيّهء انگليس ، عاليجاه عمدة الاعيان العيسوية مستر هنرى ولك وكيل آن دولت بهّيه مأمور گذرانيدن محاسبات فيما بين دولت علّيه را كارگزاران هندوستان بوده و قرار چنين شده است كه عاليجاه وكيل مشار اليه درين [ در اين ] مملكت متوقف و آن عاليجاه كه به سمت ديانت و درايت معروف و به مراسم خبرت و آگاهى موسوم و موصوف است ، روانهء هندوستان و محاسبهء مزبور را مفروغ و آنچه طلب كارگزاران اين دولت مىشود ، بازيافت نموده بياورد . فرمان عطوفت نشان جداگانه به جناب فرمانفرماى معزى اليه عزّ ترقيم يافته و اشارات و سفارشاتى كه بايست ، رفته است به آن عاليجاه مقرر مىشود كه بعد از حصول آگاهى بر مضمون ، روانه و محاسبهء مزبور را بر وفق حقيقت و حساب مفروغ و آنچه طلب كارگزاران اين دولت آيد ، بر وفق قرارداد جناب فرمانفرما بازيافت و آورده عايد سازد و در عهده شناسد . تحريرا فى شهر جمادى الثانى سنهء 1239 .

سند شمارهء ( 6 ) مورخ : جمادى الثانى « 2 » 1239 / 1824 م . از : فتحعلى شاه قاجار به : حكمران انگليسى هند

فرمان به افتخار فرمانفرماى هندوستان . مهر مبارك مذهب مقابل
هامش
( 1 ) . اسناد و فرامين منتشر نشده قاجارى از دوران فتحعليشاه قاجارى ، صص 179 - 180 ، نيز سفينة الفرامين ، صص 203 - 202 . ( 2 ) . اسناد و فرامين منتشر نشده قاجارى از دوران فتحعليشاه قاجارى ، صص 178 - 179 ، نيز سفينة الفرامين ، صص 202 - 201 .