تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدايع الوقايع ( فارسى ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
تكميد با مسيح كند بهر پهلويش « 1 » * دخنه ز انجم آرد و از صبح طيلسان پشت فلك مؤوف ز شيب است « 2 » يا مرض * كش بر ميان رفاده نمايد ز كهكشان با اين همه مرض سر فرعونيش بود * ريشش نگر « 3 » ز انجم رخشنده در « 4 » فشان صبح نخست چون يد بيضاى موسوى * آن ريش را بود به تمسخر كشان‌كشان فرعون را جبين چه شد از لطمهء كليم * روى فلك ز پنجهء خورشيد شد چنان نمرود خوانمش « 5 » كه برافروخت آتشى * بهر خليل خور ز شفق تا به فرقدان خيل بعوض غم بخورندش بدن ورا « 6 » * از صبح بين « 7 » چگونه سفيد است استخوان نىنى « 8 » جناب حضرت ايوب صابر است * كش كرمها خورند تن و نيستش فغان ايزد ز مهر مغتسلى « 9 » ساختش كه هست * عين شفا و بر بدن او شود روان يا آنكه حضرت زكرياست كش به فرق * تيغى است ز آفتاب درخشنده بر سران « 10 »
هامش
( 1 ) - 698 ؛ پرستش ( 2 ) -P: مودف ريشست ( 3 ) -P: مكر ( 4 ) -P: و ؛CT: پر ( 5 ) -P: 698 ؛ خانمش ( 6 ) - درCT: تمام مصراع ناخواناست ( 7 ) -CT: 698 ؛ من ( 8 ) -CT: نى از ( 9 ) -CT: كلمه ناخواناست ( 10 ) -P: ندارد .