صاحب قران ظفرقرين و امراى « 1 » سعادت « 2 » نشان صدرنشين « 3 »
( 103 b )
و صدور عالى مقدار و وزراى منشرح الصدور « 4 » و نواب عتبهء گردون قباب و حجاب سده سپهر جناب و ساير اركان دولت عليا و باقى اعيان حضرت فلك ارتقا ، يسر اللّه تعالى آمالهم و قرن بالعافيت فى خلود السلطنة احوالهم بدانند كه از آنوقت كه خياط نادرهكار يگانه ازلى و استاد كارخانه لميزلى خلعت نفيس دولت و سعادت را بر قامت حشمت و عظمت ما به سوزن اقبال و رشتهء افضال دوخته ؛ و درزى صنع الهى كه در زى عظمت و جلال ما كماهى سعى و كوشش مبذول مىدارد ، كسوت ابهت ما را به طراز اعزاز مطرز گردانيده ، همواره همت عالى نهمت بدان مصروف و معطوف است كه بندگان درگاه قاهره و ملازمان بارگاه باهره كه دامنوار سر از پشت پاى خدمت برنمىدارند و آستين شعار دست نگاه مىدارند « 5 » هميشه به لباس انعام « 6 » و خلعت اكرام معزز و مشرف باشند ؛ چون در اين ولا استاد حسين خياط كه سوزن صفت قدم از سر ساخته ، سررشتهء خدمت از دست نمىدهد و از ترس تقصير خدمت بر مثال بند قبا لرزان است ، و از طريق مخالفت راى همايون گزگز « 7 » گريزان . هنرمندى كه اوطو مثال در كورهء رياضت و مجاهدت مىسوزد و مقراض صفت در قطع امور ميان محكم بسته ، هم مىبرد و هم مىدوزد « 8 » .
مقرر شد كه استاد مشار اليه كلانتر و مهتر خياطان ولايت شاهرخيه بوده ، آن جماعت سر اطاعت از فرمان او نتابند و به همان دستور كه سابقا به استاد على خياط معامله مىنمودند ، همان طريقه را باوى مسلوك دارند « 9 » .
هامش
( 1 ) -T: علماى ؛ و كلمات قبل را ندارد
( 2 ) -: C , Aصدارت
( 3 ) -T: صاحب قران ظفر قرين
( 4 ) -T: وزراى ذو الاعتبار
( 5 ) -T: نيك كيبى ادب قول لارين ساقلايدور
( 6 ) -: C , Aاعزاز
( 7 ) -T: گزگز : يعنى قارى قارى
( 8 ) -P: گاهى سوزن مانند ؛: B 2 Bگاهى سوزن مانند مىدوزد
( 9 ) -B: مسلوك دانسته بتقديم رسانند انحراف ننمايند .