نموده ، تربيت اين طايفهء واجب الرعايه را بر ذمهء عنايت بىغايت خود « 1 » واجب و لازم داشتهايم « 2 » . و همگى [ همت ] عالى نهمت را بر ترضيه « 3 » حال « * » ايشان گماشتهايم . چون در اين ولايت « 4 » تعريف اوصاف جناب معالى مآب حكمت پناه حقايق آگاه « 5 » عيسوى انفاس موسوى التباس جالينوس الزمان بقراط الدوران المختص بعواطف الملك الاله مولانا نظام الدين عبد اللّه مذكور مجلس عالى و مطروح محفل متعالى گرديد ، از فحواى كلام ربانى و نداى منهى آسمانى ، [ بيت ] :
ندا آمد به گوش دل ز هر سو * كه لمّا قام عبد اللّه يدعو « 6 »
بنابراين مقدمات مولاناى مشار اليه مىبايد كه مانند شفاى عاجل و صحت مستعجل بدين جانب توجه نمايند ، كه طبيب لبيب عنايت [ و شفقت ] ما در ازالهء مرض ضيق النفس افلاس و دفع خفقان حرمان و ياس « * * » وى كليم صفت يد بيضا خواهد نمود ، و همواره از دار الشفاء لطف و احسان اشربه و اغذيهء انعام و اكرام مالا كلام به او خواهد پيمود ، در عهده « 7 » دانسته در اين باب تقصير ننمايد . و الامر اجل و اعلى تمت .
چون اين انشا را تمام كردم و بر اهل مجلس انشاد « 8 » نمودم ، جناب شيخ را مرض يرقان حسد بر جسد عارض گرديد ، و علت خفقان سوء « 9 » مزاج بر بدن مستولى شد . نعوذ باللّه من شرور انفسنا و من سيّآت اعمالنا . روز ديگر در وقت استوا بود كه در پيش شيخ نشسته بوديم كه نوكرش از راه
( 103 A )
برگشته آمد كه آن نشان را « 10 » گم كردم . شيخ خندان شده ، گفتند كه : ما بر سر انصاف آمديم و يقين باشد كه شما در باب انشا بىمثل و عديم النظيريد .
هامش
( 1 ) -P: بر ذمت همت عنايت پادشاهانه
( 2 ) -: C , Aدانستهايم
( 3 ) -: C , Aترفيه
( 4 ) -: B , C , Aو لا
( 5 ) - نسخ ديگر : حقايق انتباه
( 6 ) -: C , Aيركو
( 7 ) -: B , Pعهد
( 8 ) - كذا درP: نسخ ديگر : انشاء
( 9 ) -: C , Aسوى
( 10 ) -: C , Aانشا را
( * ) س 2 : شايد : ترفيه حال
( * * ) س 11 : حرمان ياس .